38-زنده یاد سیدنعیم موسوی  _ شاعر _ زادروز02/06/1333 شادگان زندگی در اهوازتا روز مرگ شان05/10/1375

 

سیدنعیم موسوی یکی ازشاعران مطرح شعرسپید و نیمائی و بعدها آوانگارد دردوره ی تحصیلات دبیرستانی اش با شرکت درجلسات شعرفرهنگ و هنر اهواز به سرپرستی عبدالعلی خسروی ،مطرح شد.بعدها شعرهای وی ،علاوه برچاپ شدن درنشریات خوزستان مانند فجر ، روزان و صبح کارون ،به مجلات ادبی آدینه ، گردون و دنیای سخن راه یافت.سید نعیم که پس ازگذراندن دوره ی متوسطه رشته ی ادبی در اهواز 4ترم از رشته ی ادبیات دانش گاه تبریز راگذراند ویک سالی هم با همسرش در تهران گذراند ،باوجود بیماری لاعلاج ،بسیارفعال بود.راه اندازی نشریه ی ((ندای اهواز ))با یاری دکترسید صالح حسینی و انتشار 5شماره از آن ،برگردان سروده های نزارقبانی ازعربی به فارسی ،هم کاری با نشریه ی نگاه پنجشنبه درشیراز ؛ نقد شعر،خوش نویسی ،ادامه ی برگذاری شب های شعر نگاه پنجشنبه در خانه ی خودش و...از دیگرکارهای زنده یاد موسوی است. وی دختری به نام نوازش ازخودش به یادگارگذاشته که او هم می سراید و همسری که دفترسروده های 65 تا75 سید را بانام ((درمیان سکوتی بلند)) منتشرکرد.دفتراول زنده یاد موسوی درسال 57 با نام ((فانوس های رابطه)) منتشرشده بود.

 

نمونه کار:ازشعر درمیان سکوتی بلند از دفتری به همین نام با مقدمه ای از هوشنگ چالنگی

 

بخوابان دنیا را/ بر شانه ای کوچکتر! /که آدمی از نَفَس هاش /نیزه می خورد و/ بی عنوان /

 

 درمیان سکوتی بلند،/ می میرد!

39_بهروزروح پرور(ببرازی)_نوازنده تنبک-مدرس موسیقی و..  دزفول

 

بهروز،فرزند سلطانعلی ازنوازندگان سازقلم جفته دزفول و درعین حال پسربرادر رضاببرازی ،سرپرست گروه موسیقی ودرعین حال نوازنده ی نی انبان است.اماگرایش خود بهروز به یادگیری سازتنبک بود.از 10سالگی درتلاش یادگیری نوازندگی تنبک بود .زمانی که دردانشگاه آزادشوشتربود،به مدت 2سال با روش یادگیری سینه به سینه از عبدالکریم گچ فروش فنون عمومی تنبک زنی رایادگرفت.درهمان زمان خودش نیز به دیگران نوازندگی تنبک راآموزش می داد.ازسال 73یادگیری کلاسیک رانزد استاد بهمن رجبی آغاز کرد وهم زمان عضوگروه موسیقی ((نی داوود))شد. سال75 مدرک کارشناسی گرفت و سال76نزد کریم شفائی سوخته کاری و خاتم کاری را برای ساختن سازیادگرفت و به یادگیری تکمیلی و درعین حال غیرحضوری از جهانگیرملک پرداخت. که تا سال 79 ادامه پیداکرد.وی ازاعضای گروه موسیقی ((دل انگیز))دردزفول به سرپرستی عبدالحسین شکوفا است.ازاجراهای مطرح بهروز روح پرور می توان به اجراهای سال74در کنار جلال ذوالفنون یادمان استاد بنان  درهتل حافظ و 77 باهمین استاد ذوالفنون در تالارشابان کیش و اجرا درکنارهمایون خرم و انوشیروان روحانی اشاره کرد.وی اجراهای زیادداشته است.

 

40- سعید محمدحسنی _شاعر _ آوازخوان _02/06/1352 بهبهان

 

سعید درخانواده ای مذهبی به دنیاآمد.پدرش جعفر{24/02/1323}نوحه سراو تعزیه خوان وتعزیه گردان  بود.اولین کارهنری وی درکودکی بابازی موفق وی درنمایش نامه قلعه به کارگردانی احمد بشیری بود.این نمایش ،علاوه برانتخاب شدن در بهبهان ،به جش واره ی نمایش دانش آموزی استانی راه یافت ودر هر2 مرحله ،سعید به عنوان بهترین بازیگرخردسال شتاخته شد.درکلاس سوم راهنمائی نیزوی برای بازی درنمایش نامه ی به سوی نور بازهم کار احمدبشیری ،بهترین بازیگرنمایش مقطع راهنمائی دربهبهان شد. درزمینه ی موسیقی نیز ،سعید در14سالگی با گوش دادن به نوارهای محمودکریمی ،با ردیف های موسیقی آشتائی پیداکردو نوارهای استاد محمدرضا شجریان گوش اورابه موسیقی بیشترآشناکرد و توانست نوحه خوان مجالس و دسته های سینه زنی دربهبهان شود.یادگیری کلاسیک وی درموسیقی سنتی و ردیف های آوازی استاد نورعلی نورمند وآشنائی بامکتب آواز اصفهان  درشیرازونزد زنده یاد رضوی سروستانی ،صورت گرفت. وی که مدرک پزشکی خودرا ازدانشگاه چمران اهواز در سال 1381 گرفته است،به جزکارپزشکی درزمینه های هنری(عضویت درگروه های هنری ((نغمه)) و((چاوش ))بهبهان  وخواندن آوازدربهبهان و اهواز و...مقالاتی پژوهشی در زمینه ی شناخت گویش ها _موسیقی{مقاله ی سهراب های آینده رادریابید}و...و...به چاپ رسانده است. سعید محمدحسنی با فاصله گرفتن ازسرودن شعر درقالب های کهن ازسال73رویکردی نوگرایانه داشت .شعرهای اش به مچلات ادبی راه یافت و نمونه ی شعرش در جلد دوم ((گزینه شعرهای معاصر  به کوشش سید علی صالحی ))چاپ شد.اولین دفترشعروی به نام ((هی شب می پرد توی حرف هایم )) همزمان با دریافت مدرک پزشکی اش به چاپ رسید.. دومین کتاب در سال 1384 (که گزیده ای از شعرهای سال 1380 تا 1383 بود) به نام " ما برای اتفاق افتادیم " (نشر فرهنگ ایلیا) ، این کتاب در بدو ورود به نمایشگاه کتاب در سال 85 به چاپ دوم رسید . // ضمنا شعرهای سال 1383 به بعد هم آماده ی انتشار است .

 

نمونه شعر: بخشی ازیکی ازشعرهای وی؛    مرد ِ مُردًد رد می شود/ و به روی خودش هم نمی آورد حتا/ همین چند قرن پیش بود که/ برای خودش رد شده بود ازکنارخودش ./ _ این قصه سردرازدارد دیرمی شود/شما تا به حال به تاریخ مصرف تان نگاه کرده اید؟/ با این همه مرد ِتنها داشت جای پای اش رامرورمی کرد/......

 

نشانی اینترنتی سعیدمحمدحسنیhttp://garcia.blogfa.com