47—علی قنبریشاعر06/06/1347 بوشهر---اهواز

 

علی درخانواده ای باگرایش به شعروادب درشهرستان دشتستان استان بوشهربه دنبا آمد و ازسال 1376برای ادامه ی زندگی باهمسرش ساکن اهوازشد.14ساله بود که بهترین شاعردانش آموزی کشور شناخته شد.به کارسرودن ادامه داد و در عین حال کاربرگردان اشعار ومقالات ادبی رابه ویژه درراستای شناساندن دیدگاه ادبی و شعری پساساختارگرا ،انجام می داد.قنبری که یکی از پرکاران حوزه ی نقد ادبی است ،یک سال در رشته ی کارگردانی دانش گاه سوره درتهران نیز درس خوانده است ولی با چشم پوشی از ادامه ی تحصیل در این رشته به دانش گاه فردوسی مشهد رفت و در سال 70 مهندس مکانیک شد.از وی شعرها ،مقالات ، برگردان های شعری ومقاله ،نقد ادبی و مصاحبه درنشریات و رسانه های گوناگون ،منتشرشده است. هم چنین فری یا ثمرانی یکی ازشعرهای اورا به فیلمی شاعرانه ،برگردانده است. دفاترمنتشرشده ی شعروی این ها است:1- نقطه پشت فعل خراب یا فرانتس کافکای پشت جلد درسال 79 _نشرسالی 2-نامه(به / از) رویا وضمائم پاره وقت 1380-نشرنیم نگاه)  نمونه شعر:ازتارنمای هنرمندبه نشانی:aghanbari.blogfa.com

 

سیاهی بر سیاهی تاما درمیان فرو شدیم یاباطرح گردنبند تو از آسانسور میرم بالا علی قنبری

 

 

 

بگو در شان چه کسی غرق ؛  عمومی ترین  پاورقی های اغوش را ؛ که کم می کنی م ؟ بگو پرت شوم به کجاهات ،  کوله پشتی ات را که  زمین می گذاری ، رگ ها و گلویت را ،  تو را ، که  مسری است ؟

 معصوم های لایزال خاک می خورند در بلوز های « مانتیگل » . لامسه ام استفراغ می کند ابروی  ممتنع  را  . عادت های تسلا می پرند. خنده هایت پست می شوند به بلوز روحانی ام .

 قدم هایم داد می زنند :   « پیتکو  پیتکو »  .  منظور نر پیاده می شود . این همه تیک تاک می گریزند از مزمور تو ؛ با ترجیع بند پدر  .

 ذهن اجاره ای ، و اسمی  دو هجایی  ، به دلایل ام می رسند ؛ به زودی یک گُل .