56_بشیرتجلی _تعزیه  ونوحه سرا_20/06/__1326 بهبهان

 

بشیردرخانواده ای آشنا با موسیقی به دنیا آمد. همسایگی پدرش با لوطی صادق(تارنوازمشهوربهبهانی )،باعث شد که بشیرردیف هاوگوشه های موسیقی راازپدرش که شاگردلوطی صادق بود یاد بگیرد.این علاقه به هنرو موسیقی در کل خانواده ی تجلی ،آشکاراست.حسین خواننده است.عبداله آهنگ سازاست .ونعمت هم نویسنده و فیلم ساز.بشیر که درآغازشاگرد مکتبی بود،مدرسه رو شد و تا سیکل اول دبیرستان راهم خواند.او از نذیر فرهنگ،عرفان ،ازدرویش گلشن ،قرآن و از علی پاک سیرت ،مشهوربه (کل علی حلبی ساز)،موسیقی و از حمداله نادی و عبدالحسین عتیق ،تعزیه رایادگرفت.بشیربازیگرتعزیه شد و درعین حال ،شعر ونوحه و تعزیه هم می سرود و متون منثور را منظوم می کرد.آشنایی وی باموسیقی نیز،باعث شد که نوحه ها را در دستگاه های مختلف بخواند.بشیردر کارنمایش نیز،نظم و تعزیه و موسیقی رادرهم می آمیخت.حسین ابن منصورحلاج راکه درماهشهر به روی سن برد و حضرت علی اکبر راکه محمد حلاوی در تهران به روی سن برد ،ازاین دست نمایش های او است.از بشیرتجلی تعدادی شعرو نوحه و مراثی در کتاب ها ی (مجموعه ای)سبد سبز علی خادمیون ،گلچین های باقری  حسین باقری و گلچین ساج به چاپ رسیده است.

 

57_عبدالکریم ملکی_ خوش نویس ،طراح گریم ودکورنمایش_ 20/06/1339_ دزفول

 

عبدالکریم در خانواده ای دزفولی درتهران به دنیا آمد ولی بزرگ شده ی دزفول است.وی خط را تجربی یاد گرفت وزمانی که درسال 67وگذراندن دوره ی مکاتبه ای خوش نویسی استاد امیرخانی راگذراند ودرسال 67مدرک ممتازخودراگرفت ،بیش از7سال به تربیت شاگردان خوش نویسی دردزفول ،مشغول بود. عبدالکریم که مدرک  کارشناسی مهندسی خاک شناسی دانش گاه چمران اهواز رادارد،علاوه بر تدریس خوش نویسی ،در انجمن نمایش دزفول ازسال 72مبانی ارتباط تصویری و گریم راآموزش می دهد. آشنایی وی درجوانی با قیصرامین پورو مهدی رضا بدلی (پوررضاییان )، علت علاقه مندی وی به کارنمایش و به ویژه بخش طراحی صحنه و گریم بود.ملکی در جشن واره های استانی وکشوری ؛چندین جایره را برای طراحی صحنه گرفته است .عبدالکریم ملکی ،به جز برگذاری نمایش گاه طراحی و نقاشی درشهرستان شوش(63)، کارهای خوش نویسی اش را درنمایش گاه های گروهی به نمایش گذاشته است.وی بازیگرتعزیه و نمایش هم بوده است.

58_عباس رستم پور_بازیگرو مجری نمایش،شاعر_20/06/1345_ رامهرمز

عباس ،ازسوفلوری درکارنمایش ،آغازکردولی بعدها یکی ازبازیگران ثابت نمایش نامه نویس بسیارپرکار بهبهانی ،ساکن رامهرمزبه نام یوسف مداحیان شدودست کم در10تا از نمایش ه ا و جُنگ های او بازی کرد..عباس رستم پورکه غزل و مثنوی و نیمایی سراهم هست، علاوه بربازیگری نمایش ودریافت جوایزی دراین راه ،بعدها در سیمای خوزستان ،بازیگری ،اجراو کارگردانی جُنگ های بیست  و   بیست ویک و هم چنین شاهد رابه عهده داشت و به جز شعرخوانی در محافل شعری ،مجری شب های شعرهم شد.

 

59_عبدالحسین(حسین)شکوفا_آهنگ ساز وترانه سرا،_20/06 /1349_ دزفول

 

حسین درمدرسه ی قرآن دزفول درس می خواند و عضوگروه سرود مدرسه بود.2سال در مسابقات موسیقی دانش آموزی دزفول اول شد. سال 65ازسوی امورتربیتی دزفول به تهران فرستاده شد تا دردوره ی فشرده ی یک ماهه ی آموزش موسیقی ،آموزش ببیند.این دوره،درمدرسه ی طباطبایی تهران برگذارمی شدو حسین در ابن یک ماه ؛روان شناسی موسیقی رانزد داریوش صفوت،تئوری موسیقی رانزد ؟فلاحی ،فنون آوازرانزد حسین سرشار و از امیرزمانی مبانی و اصول موسیقی رافراگرفت.نوازندگی سنتوررا خودش آغازکردو پس ازگذشت یک سال از تمرین درسال67مقام اول سنتورنوازی دانش آموزی خوزستان و رتبه ی دوم کشوری را به دست آورد. شاگرد مسعود ندایی شدو نوازندگی سنتورو قانون را ازاو یادگرفت.دراین مدت او عضوگروه های موسیقی مساجد و نغمه و چکاوک دزفول بودولی درسال 67به سرپرستی دوگروه چکاوک و نغمه رسید. شکوفا،پس ازدیپلم ،به دانشگاه آزاد شوشتررفت .زبان و ادبیات فارسی خواند.به سرودن ترانه و شعرگرایش پیداکرد و درنوازندگی سنتوربه شکل کلاسیک 2سال شاگرد نادرسینکی شد .آموخته های هنری وی پیش پرویزمشکاتیان ،به سوی تکمیل شدن رفت.2گروه چکاوک و نغمه را یکی کرد و گروه نی داود_وبعدهادل انگیز راازدل آن هادرآورد.موسسه ی موسیقی ،راه انداخت و به آموزش شاگردپرداخت.درسال 71باساختن نخستین آهنگ خودبه یاد استادش مسعود ندایی بانام شهید حق،توانایی اش رانشان داد. باساختن آهنگ آرزوی یار،موفقیت کشوری به دست آوردودرمسابقات هنری صداوسیمای کشوری هشتم درزیباکنار برگزیده شد.

 

آهنگ های دیگروی مهرمهرویان ،مهرتابان ،شمع کاشانه ،دل انگیز،و...و....شعربعضی از این اهنگ هارا خودش سروده است .شکوفابه جزاجراهای مناسبتی ،اجرادرکناراستاد ذوالفنون و اجراهای مستقل و تولید آلبوم نیز را در کارنامه ی هنری خود دارد.برادردیگرحسین به نام عبدالرضا(رضا )نیزدرموسیقی ،پرکاراست.

 

60_جهانشاد زراعت پیشه(جهان زراعت)_بازیگروکارگردان نمایش_20/06/1350_بهبهان

 

جهان درخانواده ای بی سواد به دنیاآمد ولی برادرش عضوامورهنری سپاه پاسداران بهبهان و عامل گرایش جهان به سوی هنرشد.باشرکت در جلسات نقدو بررسی فیلم در ارشاد بهبهان ،بسیاریادگرفت.وجود کارگردان پرکاربهبهانی به نام احمد بشیری باعث شد که وی درسال های 67و8به عنوان کمک کارگردان درنمایش های بن بست و حله ،کارکند.درنمایش های گوناگونی بازی کرد،مانند رازسپهر و مجلس سیاه کشی هر2 کارمرتضی موفق،ای کاش آدم کارعبداله شیاری ،انتظاربابوی نرگس فرزاد صدری ،آخرین بازی کریم کریمی پور(آرین)،کاکایوسف نعمت اله(حجت )تجلی و....و کارگردانی نمایش هایی مانند  زارون نوشته ی حمید امجدونخل وکوسه نوشته ی ناصح کامکاری و....و...رابه عهده گرفت.وی عضوانجمن نمایش ارشاد بهبهان بود.

 

 61_افشین القاسی_بازیگروکارگردان نمایش_20/06/1351_مسجدسلیمان

 

افشین القاسی درخانواده ای فرهنگی به دنیاآمد.پدرش فوق دیپلم و دایی اش لیسانس ادبیات بودند.افشین نیز به ادبیات گرایش داشت و شعرهم می سرود.در تهران ،دیدن نمایشی باعث گرایش اش به نمایش شد.درنمایش های مدرسه ای شرکت کرد.پس از گرفتن مدرک دیپلم به دانش گاه شهید عباسپورتهران راه یافت تا مهندسی عمران بخواند.در همان دانش گاه بود که دبیر سرویس هنری نشریه ی همان دانش گا ه شد و سرپرستی کارگاه کتاب رانیز به عهده داشت.درتهران ازکلاس ها ی مختلف هنری و کارگاه آموزش نمایش مثل کارگاه شکرخداگودرزی و تاجبخش فناییان ،بهره برد.دردانشگاه نمایش های(( آن 60نفر ،آن 60000نفر)) عباس معروفی و چند نمایش دیگررا به روی سن برد.درفرهنگ سرای اشراق نیز 2نمایش نامه ای که خودش نوشته بود راو کارکرد به نام های ((من و سکوت )) و(( دریای بی آب  )).هم زمان شعرهای اش ،علاوه بر نشریات محلی خو.زستان در نشریات ادبی هم چون بایا به چاپ  می رسید.79 به مسجدسلیمان باز گشت و به کارتصویربرداری فیلم کوتاه و طراحی صحنه ی نمایش ،ساختن فیلم کوتاه،نوستن و اجرا و یا طراحی صحنه ی  نمایش ،پرداخت.به دبیری جشن واره ی دفاع مقدس و مسئولیت ها ی داوری و مدیریت جشن واره ها ی گو ناگون ،پرداخت.از کارهای وی می توان به کارگردانی نمایش ((سربه ازای سرنیزه ))و ساخت فیلم کوتاه ((تیک تاک ))اشاره کرد.

 

62_زینب ممبینی _شاعر_20/06/1352 _هفتکل

 

زینب ممبینی ،تا اول نظری را درهفتکل درس خواندو سپس به اهواز رفت. خانواده اش ،گرایش شعری داشتندو دایی پدرش ،شاعربود.زینب از سرودن شعرکودکان آغازکرد واولین دفترش رابه شکل تکثیری در شهرستان های هفتکل ورامهرمز به نام ((گل های باغچه بهار))،پخش کرد.داستان بلندو کوتاه و نمایش نامه هم می نوشت.هفته نامه های خوزستان ،بسیاری از شعرهای وی رابه چاپ رساندند .و ی بعده 2کتاب برای کودکان درقالب شعرکودک به همراه نقاشی های صادق خلیفه وزکیه دارم و زهرادلدار انجام داده ان.نام کتاب های کودک وی ((برای بچه های خوب)) و((قهربزغاله کوچولو))است. 2کتاب دیگروی ((هی می تابم تو می بازی )) و ((یک هوای تازه ازمهرتو)) نام دارد.نمونه ی غزل زینب ممبینی : نام غزل ((نقابی به من بده))

 

لبریزم ازسکوت،شرابی به من بده/ ازبغض پرشدم ،تب و تابی به من بده/کس یادمن نداد به لبخند خوکنم/هق هق برای گریه ی نابی به من بده /آب ازسرم گذشت وجب ها ولی هنوز/باید که بگذرم زخود آبی به من بده/  هی زورکی بخند و بخندانم این نشد/ نقش درست و ناب و حسابی به من بده / حس من است این که به دیوار می کشند/تصویرسهم من شده،قابی به من بده/ با لهجه ی خودم به خودم پشت کرده ام/ تاکی چنین صزیح نقابی به من بده/ این روزها برای نمزدن بهانه نیست/ من می شوم بهانه طنابی به من بده

 

63_رضا(سعید )غلامحسین پور_نقاش ،نوازنده و آهنگ ساز_20/06/1356_بهبهان

 

سعیدغلامحسین پوردرخانواده ای هنرمندپروردربهبهان به دنیاآمد.برادروخواهرش ، درکارموسیقی و شعربودند.سعید اما به یادگیری نقاشی گرایش داشت و به یادگیری این رشته ،پرداخت.آن رمان هنوز دانش آموز مقطع راهنمایی تحصیلی بود و 11ساله.وجود علی ،برادر تارنوازسعید و تشویق ها ی وی باعث شد که سعیدبرای یادگیری موسیقی ،درکنارهنرموردعلاقه اش ،نقاشی ،تلاش کند.دوران آموزش مقدماتی تارنوازی رانزدهمایون یزدانی گذراندولی برای تکمیل آموخته های اش ره سپارتهران شد.5سال شاگرد کیوان ساکت بود و ردیف شناسی و ردیف نوازی را ازاو یادگرفت.پس از آن نوازندگی دردستگاه شور را از داریوش طلایی آموخت.حاصل این یادگیری های سعید،راه اندازی گروه موسیقی ((چاوش ))بهبهان بودکه تمامی آهنگ های ساخته شده به وسیله ی استاد ابوالحسن صبا را اجراکردند.غلامحسین پور،دربسیاری ازشهرهای ایران دراجراهای گوناگون ،شرکت داشته است.وی درمسابقات گونه گون موسیقی نیزشرکت می کرد که در3دوره مقام اول نوازندگی تار و آهنگ ساز برترو شگفتی ساز شناخته شد.

سعید غلامحسین پوردرزمینه ی نقاشی نیزپیش رفت های فراوانی داشت.راه اندازی اولین نمایش گاه نقاشی ،آن هم به شکل انفرادی ،پس ازانقلاب دربهبهان ،معمول نبود.سال آخردبیرستان بود که اولین نمایش گاه نقاشی خودش و بهبهان پس ازانقلاب را بانام ((حماسه آفتاب)) ،برپاکرد.نام نمایشگاه های دیگروی ؛بهاروبابونه، ابی های بی پایان ، افق روشن ،من درد مشترکم مرافریاد کن و...نام داشتند.وی تقریبا هرسال یک نمایش گاه نقاشی راه اندازی می کرد.

 

64_نادیا امیری_بازیگروکارگردان نمایش و مچری برنامه راذیویی_20/06/1362_آبادان

 

پدرنادیا ،کارتئاترمی کرد و نادیا نیز باشوق و درعین حال تشویق خانواده واردکارنمایش شد.وی اولین تجربه ی بازیگری اش رابا بازی درنمایش ((یکی بود،یکی نبود))کارقاسمعلی صیادی ،آغازکردواین نمایش ،موفق بود و به جشن واره ی استانی راه پیداکرد.بازی های بعدی وی درنمایش های زیربود،؛سال76((سالی که درپوزه گاه بارون نبارید))کارمجیدزارع کارسال 77در2نمایش ((تخما ق ))علی غلامی که برای فجردرتهران انتخاب شد وهم چنین بازی در نمایش ((آسمون تلخ بید))نوشته وکاربهزادوزیری و نمایش دانش آموزی ((رازها))که علاوه بربازی ،کارگردان آن نمایش هم بود.نمایش های دیگر،بخوان کرخه و کاست هشت هر2نوشته وکارعبدالرضا سواعدی و کارگردانی چند نمایش دانش آموزی وغیره وبازی و مچری گری برنامه رادیویی پژواک و...و...وی برای بازی  وکارگردانی جوایزی نیزدریافت کرده است..