نویسنده2011
وبلاگی ادبی بود ولی ازاوایل مردادماه 90 به زندگی نامه ی هنرمندان خوزستان و...می پردازد.
صفحات وبلاگ
نویسنده: ابوالقاسم فرهنگ - جمعه ٦ آبان ۱۳٩٠

 

97_زنده یاد ولی محمدی_فیلم ساز_11/07/1324 تا15/02/1367_اهواز{این زندگی نامه به دلیل حساسیت بالا امبدوارم مورد توجه وبررسی آقایان محمد کاظم بغدادی /علی کشمیرزاده(بعدها علی فریور)/حسن سلیمی فر /برادران عیاری کیانوش وداریوش/وهم چنین سیامک اعطاء(محمود )ونعمت نعمتی و... قراربگیرد تا اطلاعات مربوط به سینمای آزاد و هم چنین جوان اهواز ،به شکل دقیق و مستندی ،در این فرهنگ هنرمندان ،آورده  شود.}

 

زنده یاد ولی محمدی در روستایی دراطراف شهرستان مسجدسلیمان به دنیا آمد.از5سالگی به کمک دایی اش به مسجدسلیمان رفت تا به دبستان برود.یکی ،دو سالی درس خواند ودر  عین حال به کار شبانی مشغول بود.از 12سالگی برای کار درنانوایی به اهواز برده شد وبه همراه برادرکوچکترش نعمت (به دنیا آمده در 08/09/1324و ازدنیا رفته در نیمه ی دوم سال 66دراهواز)مشغول به کاردر نانوایی شد.براساس اطلاعاتی که از وی به دست آورده ام وی پس از خدمت و یا معافیت از خدمت به دلیل سرپرستی از برادر کو چک ترخود {،نعمت که جزو او لین بازیگران فیلم ها ی 8میلی متری در خوزستان بوده}بادختری از شهرستان شوشترازدواج کرد وهمین ازدواج باعث شد که وی با هنرمندان فیلم و نمایش در اهواز و کارمندان اداره کل فرهنگ و هنرخوزستان آشنا شود.درآن زمان حسن سلیمی فر /محمد کاظم بغدادی و علی نقی طاهر ی و..بعدها کیانوش عیاری در کارساختن فیلم 8میلی متری بوده اند.گویا ولی محمدی به همراه این افراد به روستای زادگاه ولی می روند و اولین فیلم سینمای جوان اهواز در سال 51 به نام ((غار))باکمک ولی و بازی نعمت ،ساخته می شود.فیلم های ((کُنار/اگرباران می بارید/صدای بلند باروت ))از دیگرکارهای این گروه بوده است.بعدها ولی محمدی فیلم های ((جن )) و ((رستم و سهراب ))راساخت.فیلم ها ی ((پوتین )) و ((آشیانه مهر )*)از دیگرساخته های زنده یاد ولی محمدی است.درزندگینامه ای که به دست من رسیده ،گویا فیلم آخری به کیانوش عیاری فروخته شده و ولی محمدی به دلیل بیماری نتوانسته آن را به پایان ببرد.کارهنر و به ویژه هنرسینما بامرگ نعمت و ولی {به فاصله ی 6ماه }دراین خانواده به پایان نرسید و شاهرخ ،فرزند زنده یاد نعمت محمدی و افشین فرزند زنده یاد ولی هر2 درز مینه ی سینما تحصیل و تجربه هایی دارند.

 

98_مجتبی نیکنام_بازیگرنمایش _1 3/07/1353خرمشهر _ازسال59در شهرستانشوشتر

 

مجتبی نیکنام ازدوران دانش آموزی اش به روی سن مدرسه می رفت.وی علاوه بر بازی در نمایش های گوناگونی مانند تافلسطین به کارگردانی ابوالقاسم غلامحیدر / چفیه برباد کارحمید بهداروندی /گل سرخ کارخلیل (شاپور)ضرغامپور وتعدادی نمایش دیگردر تعزیه نیزبازی کرده است ودر عین حال مدیریت تولید فیلم خونه مادر بزرگ کمال مطوف و مسئولیت انجمن نمایش شوشتر را نیز ،به عهده گرفته است.وی برای بازی در نمایش تعدادی دیپلم افتخار و.لوح تقدیر نیز گرفته است و از بازیگران ودست اندر کاران نسبتا قدیمی ارشاد شهرستان شوشتر است.

 

99_فرج اله طالبی _فیلم ساز وبازیگرنمایش_فیلم بردار_15/07/1331_اهواز

 

فرج اله طالبی یکی از پرکارترین هنرمندان خوزستانی است.در کارنامه ی هنری وی از_ داوری جشن واره ی سینمای جوان کشوری در کنار ناصرزراعتی / خسرو هریتاش /دکترپرویز تنها /.بیژن مهاجردرسال1356،و هم چنین بازی در نمایش های سیزیف و مرگ /درمنطقه جنگی (ازنوشته های یوجین اونیل)وتعدادی دیگرازنمایش هایی که دکترطباطبایی و یا علی اصغرشادروان و احمدمعمار و..کارگردان آن ها بوده اند_تا پایه گذاری سینمای جوان اهواز در کنار زنده یاد ولی محمدی و کیانوش عیاری و...یافیلم برداری تا ساخت ویا فیلم برداری فیلم ها ی بسیاری ازکارهای سیف اله احمدی و محمد دیندار و فیلم های مستند و یا داستانی_ دیده می شود.وی در تعدادی از جشن واره های استانی /منطقه ای و کشوری برای فیلم برداری /تدوین و...جوایززیادی گرفته است.فرج اله طالبی با بسیاری از کارگردان های نمایش و فیلم استان خوزستان و کشور همکاری فعال داشته و از هنزمندان قدیمی استان است که در بیشتر زمینه های نمایش و فیلم ردپایی از او به جامانده است.

نویسنده: ابوالقاسم فرهنگ - دوشنبه ٤ مهر ۱۳٩٠

 

92_نعمت اله فرجی حلوائی _بازیگرنمایش _03/07/1338_ میانکوه   _مسجدسلیمان

نعمت فرجی درمیانکوه {منطقه شرکت نفتی حومه بهبهان و بعدها شهرستان امیدیه}به دنیا آمد.تا9سالگی رادرمیانکوه بوددوره.ابتدایی رادرمسجدسلیمان گذراند.بامرگ پدرشرکت نفتی اش دوباره به میانکوه برگشتندو تا دریافت مدرک دیپلم خوددرمیانکوه وامیدیه درس خواند.وی دردوران تحصیلی راهنمایی ودبیرستان چندباربه روی سن مدرسه رفت که کارگردانی 2نمایش بلبل سرگشته نوشته ی علی نصیریان و دست بالای دست زنده یاد غلامحسین ساعدی (گوهرمراذ )به عهده ی حسن کامیاربود.ازسال 62که نعمت فرجی درمسجدسلیمان معلم بودبه عنوان مسئول هنری سازمان تبلیغات اسلامی این شهرمشغول به کارشدوسال بعد ارشادی شد،وی درتعدادی نمایش وفیلم کوتاه بازی کرد.از نمایش نامه های مهمی که بازی کرده می توان این ها رانام برد : پرنیانی ها نوشته ی علیرضانادری و کارمهران حیدری  ومیقات نوشته ی هوشنگ هیهاوند و بازهم کارمهران حیدری .بازی درنمایش نامه های  آسیابان و هم چنین  عروسک ها که خود وی کارگردان این 2کاربود.و هم چنین نمایش نامه های ناسور  و /روایتی دیگرهر2 به کارگردانی فریدون خُرادمهر.فرجی در فیلم کوتاه سرگذشت بلوط نوشته وکارسیف اله احمدی اولین معلم آبادی محسن یزدانی /بچه های نفت ابراهبم فروزش و چندسریال تلویزیونی نیز نقش های کوتاهی داشت.وی چندین جایزه نیزدرجشن واره هاگرفته است.وی فوق دیپلم عربی راازدانشگاه آزادشوشترگرفته و دبیرعربی دبیرستان بود.

 

93_شعبان کرد زنگنه_بازیگرنمایش_03/07/1352_ آبادان  _رامهرمز

 

شعبان کرد زنگنه درآبادان به دنیا آمد تاکلاس دوم دبستان راهم درآبادان گذراند ولی بعدبا خانواده به رامهرمزرفتند وهمان جازندگی کردند.به نمایش علاقه مند بود ودرگروهی قرارگرفت که ازدل آن ها بیش ترشان ازبچه های نمایش بودند.کورش سزوشپور و پرویز اسکندری و..این ها اصول اولیه نمایش  را از محمدعلی (محسن )حاتمی نژاد یادگرفتند .کرد زنگنه درتعداد زیادی نمایش به روی سن رفت که برای بازی در برخی ازنمایش ها به  جشن واره های استانی و کشوری راه پیداکرده مانند ((شبیه ))کار پیمان سلیمانی به استانی  واراس مداحیان به آیینی سنتی کشوری وتعدادی دیگر(حدود30نمایش تامه..وی درعین حال سال های زیادی به عنوان بهترین تک خوان گروه سرود دانش اموزی نیز شناخته می شد.  

نویسنده: ابوالقاسم فرهنگ - شنبه ٢ مهر ۱۳٩٠

 

82_محمدرسول بزرگمهر(ترکالکی)_کارگردان نمایش وفیلم_1327/07/01_مسجدسلیمان  _   اهواز

 

محمدرسول ترکالکی (محمد ترکالکی ).،ازسال 1376شهرت خود را به بزرگمهرتغببرداد.وی درخانواده ای شرکت نفتی به دنیا آمد و به دلیل ماموریت کاری پدرش کودکی خود را در میانکوه و مسجدسلیمان گذراندو تقریبا20ساله بود که ساکن اهوازو ماندگاراین شهرستان شد.دوم دبستان بود که در جشنی مناسبتی از دانش آموزان پرسیدند،جه کسی می تواند برای این جشن کاری بکند.ازرادیو برای ضبط آمده لودند.میکروفون به دست شد ومراببوس راخواند که ازرادیو پخش شد.درآن زمان درمناطق نفتی ،سینماهای روباز و سالنی بابلیط ها ی بسیارارزان 3ریالی و 6ریالی بود که نمایش فیلم در آن ها گاهی هم زمان با سینماهای انگلیس بود وترکالکی هم مانند بسیاری از جنوبی ها میل به کارهای سینمایی و نمایشی داشت.روزی به روی سن سالن امتحانات مدرسه رفت وادای بازیگری ازیکی ازفیلم های هیچکاک راتقلیدکرد.تشویق شد.مشترک مچله های ستاره سینما و فیلم و هنر شد.اهواز که بود به گروه های نمایشی پیوست.ازبازیگری تا تمیزکردن سالن و عامل صحنه شدن را انجام داد.درنمایش های(( مژده امید))نوشته و کارفرج اله طالبی و مرگ درپاییز اکبررادی کارصفرابوالفتحی و...تعدادی دیگربازی کرد.کارگردانی نمایش های ((سربخش ))نوشته محمدعلی مهیمنی و حق التالیف و مژده ای دل مهیمنی راانچام داد.فیلم نامه های تردید/دست ها /زندگی شاید/مستندعبورازهفت خوان و...راانجام داد.اصول نمایش راتدریس کرد.درسینمای کوتاه ومستند،مطرح شد و بعدهم شد آدم اجرایی و مسیول و از کارنوشتن و کارگردانی عملا فاصله گرفت.

 

83_محمدعلی نظرپور_بازیگرنمایش_01/07/1331 _مسجدسلیمان

 

محمدعلی نظرپور درخانواده ای شرکت نفتی به دنیا آمد.تادوران پس ازانقلاب کارهنری نکرده،فقط ششم دبستان که کارکوچک نمایشی کرده.انقلاب که شد،دست به قلم شدو به خاطرانقلاب و جنگ چندین نمایش نامه نوشت و به روی سن برد و خودش هم یکی ازبازیگران ان می شد..نمایش((ضدانقلاب))وبعد/درانتظارشهادت  /محاصره سوسنگرد وبانوشتن وابازی و کارگردانی نمایش ((انقلابی ))که علیرضا اسیوندهم یکی ازبازیگران  ان بودباکمک و توصیه ی حشمت اله قاسمی به سالن های شهرهای اطراف مسجدسلیمان هم راه پیداکرد.

وی درعین حال درنمایش نامه ها{مجسمه نوشته وکار پرویز باهنر/صبح قریب کار داریوش باقرفر وحشمت اله قاسمی} و فیلم ها ی کوتاه و گاه بلندمانندبچه های نفت ابراهیم فروزش/معلم آبادی و  سرگذشت بلوط هر2  ازساخته های محسن یزدانی /سایه کار سعید مولایی و ساسان اشکش /و تعدادی دیگرنیربازی کرده است.بازی وگاهی راه اندازی جُنگ های مناسبتی صحنه ای /رادیوئی و تلویزیونی مثل ((کل شُرگ اله))  کارمرادکیانی پرجویی/استودیو هفت  و ...نیز ازدیگرکارهای هنری او است.نظرپوربرای بازیگری جوایزی مانند دیپلم افتخار و لوح تقدیر و...نیزدریافت کرده است.

 

84_سیامک اعطاء_عکاس و فیلم ساز_01/07/1332_ تهران _زندگی در اهواز

 

سیامک اعطاء درخانواده ای هنرمند به دنیا آمد.پدرش زنده یاد احمد اعطاءبود که به نام احمد محمود می نوشت .سیامک تایک سال پیش از دریافت مدرک دیپلم درتهران زندگی می کرد.درسفری به اهواز درسال 51به دلیل وجودانجمن سینمای جوان اهواز {از اولین انجمن های سینمایی کشور}،درکنارمحمد کاظم بغدادی و کیانوش وداریو ش عیاری قرارگرفت  و اولین فیلم ساخته ی و ی به نام ((پروازم آرزوست))به جنشن واره ی کشوری راه یافت.پس ازاین فیلم 10دقیقه ای ،ودرزمانی که دانشجوی رشته ی  شیمی جندی شاپوراهوازبود فیلم 30دقیقه ای ((یاوگی))،/30 دقیقه ای ((همزاد ))که به عنوان ((تشریح خرگوش)) د رمدارش اهوازبه نمایش درمی آمد وبه جشن واره های گوناگون کشوری راه پیداکرد.55دققه ای سفر به سوسنگرد و...../و///راساخت.عکاسی فیلم ((مدرسه ای که می رفتیم))داریوش مهرجوئی رابه همراه دستیاری وی به عهده داشت.عکاس فیلم آن سوی آتش کیانوش عیاری /مسئولیت صحنه رود زهر کیانوش عیاری و عروس اتش و...عکاس چندین فیلم سینمایی بود.سیامک اعطاء برای تدوین فیلم 17دقیقه ای ((شکاف))لوح زرین گرفت .این فیلم ازساخته های حمید آل جمودی است.

 

85_محمدحسین طهماسبی _کارگردان وبازیگر نمایش_01/07/1335_دزفول

محمدحسین طهماسبی در خانواده ای سنتی به دنیا آمد.وی به نمایش علاقه مندبود وبه دلیل هم کلاسی بودن ودوستی بازنده یاد قیصرامین پور درنمایش های مدرسه ای فعال بود.اولین بازی جدی وی بازی در نمایش((اسم شب))نوشته ی عباس فرحبخش وقیصرامین پور بود که دکترمهدی رضابَدِلی(پوررضاییان)آن را  کارگردانی کرد.کارهای بعدی و ی به کارگردانی ودرعین حال بازی درکارهای خودش بود.اولین کارگردانی او نمایش آسیابان درسال 61بود.رسم براین استهاردیده نوشته ی پوررضاییان /زیرنگین ماه /نوشدارو و...بودمحمدحسن طهماسبی درزمانی که به سرپرستی اداره ارشادشهرستان بهبهان رسیده بود،دردانش گاه آزاد دزفول دوره ی کارشناسی ادبیات فارسی رامی گذراند.دوبلاژفیلم های نمایش داده شده در انجمن سینمای دزفول ،گویندگی برای فیلم های بلنده و...ازدیگرکارهای محمد حسین طهماسبی است.وی دررابطه با بازی و یاکارگردانی نمایش به جشن واره های گوناگون راه یابی موفق و جایزه داری داشته است.

 

86_یوسف مداحیان _نویسنده وکارگردان نمایش وفیلم_01/07/1336_آغاجاری ساکن رامهرمز

 

یوسف مداحیان دریک خانواده ی بهبهانی شرکت نفتی درشهرستان آغاجاری ازتوابع سابق شهرستان بهبهان به دنیا آمد.وی که یکی ازپرکارترین هنرمندان است وبیش از50نمایش راکه تعدادی از آن ها راخودش نوشته است،به روی سن برده است ازخریدن یک دوربین لوبیتل 2درزمانی که سال های اول دبیرستان نظام قدزم را می گذراند،آغازکرد.مداحیان دست کم 5نمایش گاه از عکس های خودرا درشهرستان های رامهرمز(2بار) بهبهان /اهواز ودزفول هرکدام یک بار برگذارکرده است.وی فیلم بردار فیلم های کوتاه هارونکی /منم می تونم ازساخته های همایون قنواتی وفیلم شعله ای درباد کارکوروش سروشپورو فیلم هایی که خودش نوشته ،کارو فیلم برداری کرده بود،مانندزیارت/پرچ /باشهیدان درراه/سفربه روستا/تولدی دیگر و چندین فیلم دیگراست. تنها یکی ازفیلم های وی به نام خوناب را فرج اله طالبی،فیلم برداری کرده است.ازبیش از50نمایش نامه ای که کارگردانی کرده است،6نوشته ازعبدالرضاحیاتی ،2 نوشته ازتاجبخش فناییان /.3کارازمجتبی شریعت پناهی و کارهایی از زهره عباس زاده/ مهدی پوررضاییان /محسن مخملباف /احمدرضانصوحی وچندین نمایش نامه نویس دیگرمانند قاسمعلی فراست و..بوده و حدود15نوشته ازخودش نیزشامل این لیست بلندبالای هنری است.بعضی ازنوشته های وی نیز(مانندشبم چه پرستارهتب تند انتظارراخانم زهره عباس زاده به روی سن برده است.کاربرروی سریال های داستانی  تلویزیون وداستانی بلند نیز از کارهای یوسف مداحیان است.وی کتاب تئاتردررامهرمز راهم به وسیله ی دفترپژوهشی ارشادخوزستان به چاپ رسانده است.

 

87_فریدون محمودی_رامهرمز _مدرس خوش نویسی ونوازنده سنتور_زندگی وکاردر مسجدسلیمان

 

فریدون محمودی درخانواده ای  خوش صدا به دنیا آمده.پدرش فائزخوان بود وقرآن را نیز باصدایخوش می خواند. دائی اش که بعدها شهید شد نیز خوش صدابوده است.درموسیقی شاگردی بهمن مرادی بود و اصول نوازندگی سنتورراازوی یادگرفت .درخوش نویسی ،ازاساتیدگوناگونی استفاده مرد.دانشجوی تربیت معلم تهران که بود از جواد صادقی ،بعدها از حاج آقاجانی سرمشق می گرفت ،ازراه مکاتبه از مهرداد اصفهانیان و درآخر از عباس اخوین .وی نقاشی نیز می کند.شاگرد ؟گوهرانی بوده. وی که سال های کودکی خودرا دررامهرمز واهوازگذرانده،مدرک دیپلم خودرا درمسجدسلیمان /فوق دیپلم را در تهران ولیسانس رادر دزفول گرفته است.فریدون محمودی که مدرس موسیقی و خوش نویسی و نقاشی در دبیرستان های مسجدسلیمان بود هم در نمایش گاه ها شرکت داشته وهم برای نوازندگی سنتور به روی سن رفته است.

88_علی جولا_خوش خوان_01/07/1348_شوشتر

علی جولادرخانواده ای معمولی به دنیا آمدولی به موسیقی علاقه مند بود.دریکی ازشب های ماه رمضان درمجلسی خانگی نوحه خواند.مورد توجه قرارگرفت.تلاش کرد و بعدها از راه خواندن آهنگ شوشتری ((شادُم شادُم که رهبراُمه ))برای رهبزی به شهرت رسید ودرجشن واره های مختلف به جوایز گوناگون رسید و موردعنایت بود.وی که براساس زندگی نامه ی دست خط خودش اجراهای گوناگون و موفقی درشهرستان ها و رادیو وتلویزیون خوزستان داشته است.بخشی ازصحت نوشته های ایشان را تایید می کنم واز بقیه اش خبرنگرفته ام. و براساس وظیفه ی فرهنگی ام زندگینامهاش رااورده ام.

 

89__ صادق کریمی _شاعر_منتقدادبی وپژوهش گر_آغاجاری _زندگی در اهواز

 

صادق کریمی در آغاجاری به دنیاآمد.تاکلاس دوم دبستان ،همان جادرس خواند.به هفتکل رفتند.دیپلم اش را درهمین شهرگرفت.دردانش گاه ملی اصفهان تاریخ خواند وپعدساکن اهواز شدصادق کریمی رابه عنوان شاعرمی شناسند{.پدروی نیز که شرکت نفتی بوده،گرایش شعری داشته است }.صادق  کتاب های آخرین پیاده ی جهان وهم چنین  اتوبوس ایران گردی و...رامنتشرکرده است ولی شایدبه تعداد شعرهای پراکنده ای که درمطبوعات از او چاپ شده است،مقاله پژوهشی درزمینه های تاریخ ،اسطوره شناسی ونقد ادبی نیز از او به جاپ رسیده است.شعرصادق کریمی ،چالش زا و نقدپذیربوده اسیت وازکسانی که برشعرهای وی نقد نوشته اند،می توان به رضابختیاری اصل و  بهزاد خواجات اشاره کرد.خودکریمی نیزبرکارشاعران وبه ویژه شاعران خوزستانی ،نقد زده است.نشانی تارنمای وی رابرای آشنایی بیش تر با فعالیت های هنری و شعرهای او درزیر می آورم:mitraiec.blogfa.com

 

90_عبداله شیاری _بازیگر،کارگردان نمایش_01/07/1352_بهبهان

 

عبداله شیاری درخانواده ای تحصیل کرده به دنیاآمد.ازطریق کریم زرگربه نمایش جلب شد.بابازی درنمایش لاله های سرخ نوشته وکار زرگربه جشن واره ی دانش آموزی خوزستان راه یافت.درسال 68هنوز 16ساله بود که نمایش بازی سرنوشت  رانوشت وکارکرد وبزای بازی درهمین نمایش درسطح دانش آموزی بهبهان ،بازیگردوم شد.سال بعد نمایش کفتارراکه خودنوشته بود به روی سن برد.عبداله شیاری ،پس ازگرفتن مدرک دیپلم خود دربهبهان به تهران رفت تا تجصیلات خودرا در نمایش ادامه دهد.و برای پایان نامه اش ،پرومته درزنجیر رازیرنظرناصرباباشاهی ارایه کرد.عبداله ،بازیگرنمایش های بسیاری بود.برای کارگردان هایی مانندپیمان شریعتی /کریم کریمی پور(آرین)حسن قلی پور/ نیمادهقان به روی سن رفت ودرفیلم هاو مجموعه هایی مانندپسرعموها ازکارهای احمدرضابشیری و هیوا ی  ملاقلی پوربازی کرد.طراحی کارگردانی  واچرای برنامه ی کنگره  ی سرداران شهیدخوزستان /طراحی کارنمایشی مانورامداد ونجات در اهواز/ کارگردانی تعدادی نمایش /مشاوری کارگردان بمایش و بازی درفیلم سینمایی ازدیگرکارهای هنری وی می باشد.وی برای بازی وکارگردانی ،تعدادی جایزه ولوح تقدیرگرفته است.

 

91_مجتبی گهستونی _ سازنده فیلم کوتاه ،شاعرو روزنامه نگار_01/07/1358_اهواز

 

خانواده ی مجتتبی گهستونی ،به هنرگرایش داشتن.وی هنوز 13ساله نشده بود که به کارروزنامه نگاری پرداخت.عضو کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان بود.دریکی ازمساجد اهوازدرکارگاه قصه نویسی شرکت فعال داشت.و نوشته های اش در نشریات زیاد وگوناگون مانند زن /گزارش فیلم /سینما تئاتر/روزان /و.../و../ ازهمان نوجوانی به چاپ می رسید.وی 19 ساله بودکه اولین فیلم کوتاه خودرا به نام ((انسانم آرزوست))ساخت که درتلویزیون استانی /اولین جشن فرهنگ وهنرکه دربوشهربرگذارشد/ جشن واره عکس و فیلم خوزستان/جشن واره ی بلوغ مسجدسلیمان به نمایش درآمد.فیلم های بعدی وی ((صلوه ظهر77 /شاعررنگ ها {درباره ی نقاشی به نام هاشم بدری} 79//عصای سفید درمورد نابینایان80/لذًه81 نام داشت.همکاری درساخت فیلم سینمایی ققنوس در آتش کار فرهاد ورهرام/داشتن سمت مشاوری ومدیریت برنامه ریزی برای فیلم اهوازشهرساتراپ نشین نوشته وکار احمدرضابشیری/دبیری وسخنگویی انجمن دوستداران میراث فرهنگی تاریانا در خوزستان/مدیریت کمیته میراث فرهنگی موسسه خوزستانی های مقیم تهران و..ازدیگر کارهای هنری ویا اجتماعی و فرهنگی مجتبی گهستونی است.از مجتبی شعرهای زیاد ودرعین حال تعدادی قصه و نقد وگزارش در نشریات به شکلی گسترده پخش  ونشرشده ومی شود وی از  روز.نامه نگاران برجسته ی کشوری{بادریافت لوح وجایزه ی نقدی وغیر نقدی}شناخته شده است.

 

نشانی تارنمای مجتبی گهستونی:sokhango.blogfa.com

Taryana.irو هم چنین

نویسنده: ابوالقاسم فرهنگ - پنجشنبه ۳۱ شهریور ۱۳٩٠

81_کریم شریبی_نوازنده و تنظیم کننده ی آهنگ ،مدرس موسیقی _1313/06/؟؟ _خرمشهر

 

کریم شریبی ،بختیاری است ودرخرمشهربه دنیا آمده است.12ساله بود که برای یادگیری نوازندگی سازهای عود و ویولن به شاگردی سیدعبدالمطلب مطلبی ،درامد.دوم دبیرستان بود،به استخدام ارتش درآمدو این امکان برای اش فراهم شدکه برای تکمیل دانسته های اش به شاگردی مدرسی فرانسوی{نام وی رابه یاد نمی آورد}و هم چنین سرهنگ ؟نورانی اصول موسیقی ونت خوانی ونت نویسی  را یادبگیرد.نوازنده ی ترومپت نیروی دریایی خرمشهرشدو به تدریس دانسته های اش به دیگران شد.شاگردانی مانندسعیدمرادی ،ترومبون نواز/رضادرغایی نوازنده ساکسیفون آلتو /محمدعلی خضرخواننده/مسعودهدایت نوازنده وخواننده و...کریم شریبی گروه موسیقی معروف آن زمان آبادان به نام ((اخوان الفن ))رادر تلویزیون خلیج فارس((آبادان))راه انداخت.وی هم چنین بنابه خواسته ی محمدعلی رجایی (بعدهارییس جمهورایران ))مربی خانه جوانان خرمشهرشد.از ساخته های مشهورکریم شُریبی می توان به سرودملی امارات متحده عربی ،مارش های لنگر/شهریاری و /جنگ اشاره کرد.   

نویسنده: ابوالقاسم فرهنگ - پنجشنبه ۳۱ شهریور ۱۳٩٠

80_ امیرمنصور(مهران) صفوت_خوش خوان ومدرس آواز_1357/06/31_بهبهان

 

 

امیرمنصورصفوت درخانواده ای آشنابه تصوف و عرفان به دنیا آمد.پدرش مثنوی را خوب می خواند ومهران از همین راه به صدای خوش، گرایش پیداکرد.پدربزرگ وی نیز به نام آقای یاسینی ازمشایخ صوفیه وآشنا به عرفان ودرعین حال مثنوی خوانی بوده اند.درآغازباشنیدن نوارهای استادمحمدرضاشجریان تلاش کرد ردیف ها را بشناسد ولی گوش دادن به ردیف های آوازی محمودکریمی ودوامی رابه شکلی جدی ادامه داد و ازسال 76به شاگردی زنده یاد رضوی سروستانی درآمد وشیوه ی آوازیسیدحسین طاهرزاده راازایشان یادگرفت.پس ازفوت استاد از 79شاگرد خانم هنگامه اخوان شدوبه فراگیری مکتب اصفهان پرداخت.ازسال87 به شاگردی محمدرضا لطفی درآمد وباوی به اجرای آوازنیز ژرداخت.اجرای کنسرت با اساتیدی همچون جمشید محبی(تنبک)،هادی
منتظری(کمانچه)،                مسعود حبیبی(دف)                     امیرمنصورصفوت،علاوه بربرگزیده شدن در رشته ی آواز درسال های 79درجشن واره ی کشوری فجروسال 80در جشن واره ی بداهه خوانی کشوری درسال80...و.....و..ایشان در حال حاضر عضو وابسته ی 1 خوانندگی از خانه موسیقی ایران از سال83 هستند.وی باگروه های چاوش و چکاوک بهبهان اجراهای کشوری زیادی دارد.وی که دانش آموخته ی لیسانس بازرگانی دانش گاه آزادبهبهان است،ازسال 80گروه موسیقی ارگان بهبهان را راه اندازی و سرپرستی کرد.وی با برگذاری بزرگداشت اساتید موسیقی  وفرهنگ وهنرایران،ازجمله زنده یاد رضوی سروستانی وبزرگان شعر مانندسعدی و..گام هایی درجهت آشناشدن مردم بهبهان بابزرگان این سرزمین  رافراهم کرده است

نویسنده: ابوالقاسم فرهنگ - چهارشنبه ۳٠ شهریور ۱۳٩٠

 

75_ غلامرضاحلاج _نوازنده ویولن _1333/06/30_آبادان_    اهواز

غلامرضاحلاج درآبادان به دنیا آمد بخشی اززندگی اش رادر شهرستان یاسوج و بقیه اش را در اهواز گذرانده است. وی در 14سالگی اصول نوازندگی ضرب رابه مدت6ماه نزد راهرو احمدی و نوازندگی ویولن را به مدت 2سال نزد مسعود معارف یادگرفت.اولین نوازندگی وی دربرنامه نونهالان رادیو نفت ملی ودر 15 سالگی وزیرسرپرستی ناصرموسوی  بودسال ها درنایت کلاب آبادان به همراه محمدرضوی و محمدرشیدی برنامه اجرامی کرد..پس از انقلاب هم از نوازندگان گروه هنری وابسته به ارشاد یاسوج بود.چندین سال نیز درهتل سویس و هم چنین کنتینانتال دوبی نوازندگی کرده ودر شهرستان کیش نیز به روی سن رفته است.وی شاگردانی نیز پرورش داده است.بچه های اش.؛سپیده وپوریا نوازندگی سنتور و پریسا نیز نوازندگی ضرب رااز پدریادگرفته اند.

 

76_فروغ افشاریان زاده_کارگردان و بازیگرنمایش_1344/06/30_ دزفول   _اهواز

 

فروغ افشاریان زاده تا زمان ازدواج را درشهر زادگاه اش دزفول گذراند و پس ازآن ساکن اهواز شد.دیپلم تجربی اش راکه گرفت،همکاراداره ارشاددزفول شد و کتاب داری و نقاشی می کرد.دوره ای درکانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان درسال 67در تهران دید و ودردزفول ، به کانون پ ف ک و ن پیوست.افشاریان که در خانواده ای هنرمند {دائی اش فلوت و مادرش دف می نواخت }به دنیا آمده بود راه نمایش را درپیش گرفت.بعدها به جز بازی درنمایش ،کارگردانی هم انجام داد ازکارهای او می توان به این نمایش ها اشاره کرد:آقاکلاغه کجائی ؟دزفول 69/آدی و بودی  بازنویسی وکارماهدخت فارسانی سبک بُن راگو اهواز /سنگ سیاه نوشته طاهره گرمسیری و کارفرزانه فیلی ،اهواز و...و...هم چنین کارگردانی سفرافسانه  ای گلپر براساس شاه نامه باز نویسی ،دکوروطراحی 78و لانه ی خوشمزه در79 و80. جوایزی نیز درسطح کشورو استان گرفته است.هم درزمینه نمایش عروسکی وهم ساخت عروسک ...

77_کورش لَرکی _نویسنده وبازیگرنمایش طنز_1351/06/30_هفتکل

 

کورش لرکی 13ساله بود که برای بازی درنمایش ((طمع))روی سن رفت.ازسال 70شروع به نوشتن نمایش نامه های طنز کردو بیش از150 نمایش نامه را اجراکرد.درواقع تئاتر و به ویژه  نمایش طنز را هفتکلی ها و شهرهای اطراف با کورش لرکی می شناسند .یکی از سلسله نمایش های معروف وی که همیشه اجرا می شود، اخبارفکاهی نام دارد که برمبنای خبرهای زوز نوشته و اجرا می شود ودرنتیجه همیشه تازه و قابل دیدن است.به همین دلیل هم سال هااست که اجرامی شود،بدون آن که از رونق بیفتد.نمایش نامه های طنز وی علاوه برهفتکل به شکل خیابانی در پارک های اهواز و هم چنین شهرستان های ایذه،باغملک و مسجدسلیمان نیز اچرامی شود.وی دیپلم فرهنگ وادب خودرا درسال 72گرفت.

 

78_بهزادخیرالهی_بازیگر،کارگردان و نویسنده نمایش _  اهواز

 

بهزاد خیرالهی یکی از پرکارترین بازیگران نمایش در تلویزیون استان خوزستان و به ویژه در زمینه ی کار کودک است.و درعین حال برای بازی ویاکارگردانی نمایش های جدی در سطح کشورجوایز زیادی گرفته است.بازی در نمایش های تلویزیونی مانند ((ماجراهای فینیل و نیپیل))/((ماجراهای هانی و مانی ))/((چرخ وفلک))نوشته وکاراصغرشادروان  نام برد درنوشتن نمایش نامه واجرانیز ستاره بی نشون از وی در جشن واره ی کشوری پروازدرخشید .ازنوشته های دیگرش می توان به چشاش آبی دریا اشاره کرد که طرح اولیه اش را بهزاد وزیری نوشته است.بهزادخیرالهی چندین نمایش ازنوشته های مهیدی دوگوهرانی و هم چنین نمایش نامه های عزت اله مهر آوران را کارگردانی کرده است.خیرالهی ،سال ها مسئولیت خانه نمایش شهرستان اهواز را به عهده داشت.بهزاد خیرالهی ،باوجود این که در دوران دبستان بارها درمدرسه به روی سن رفته بود ،دردوران تحصیلی راهنمائی و دبیرستان ،درگروه های ورزشی هندبال .و فوتبال فعال بود ولی آشنائی و اصرارآقایا ن حسین و حسن فتحی باعث شد که به کارنمایش رو بیاورد.

نویسنده: ابوالقاسم فرهنگ - سه‌شنبه ٢٩ شهریور ۱۳٩٠

74_زهراشریفی_بازیگر وکارگردان نمایش_1361/06/29_رامهرمز

 

  زهراشریفی درخانوادهای علاقه مند به هنربه دنیا آمد وبه همین دلیل وتشویق خانواده اش ازکلاس دوم راهنمائی روی سن رفت وتوانست،خیلی زودهم در نمایش های دانش آموزی و هم نمایش هایی که در رامهرمزبه روی سن می رفت ودرمسابقات هنری ،شرکت می کرد،حضوری موفق داشته باشد.در15سالگی برای بازی در نمایش ((تب تندانتظار))درجشن واره ی کشوری مساجد درقم بازیگرزن برترشد.این موفقیت ها در کارهای دانش آموزی هم بود.ازبازی های موفق وی که  بگذریم،درکارگردانی نمایش نیز برای نمایش ((سوارگمشده))نوشته ی فرشته اصلاحی نیز جایزه گرفت.وی درزمان آموزگاری اش در رامهرمز توانست دانش جوی ادبیات فارسی دانش گاه آزاد(طرح معلمان )بشودو مدرک کارشناسی ادبیات بگیرد.از بازی های نمایشی دیگراو می توان به بازی در ((مرگ درمطبخ))نوشته محمدحسین ناصربخت و کارگردانی  خانم ملک تاج سیدی زاده ،نمایش ((نقش ))کارحسن باغبانباشی و....و..نام برد.ازوی تعدادی شعرکهن و معاصر و قطعه ادبی نیزدر نشریات منطقه ودانش گاه به چاپ رسیده است.

نویسنده: ابوالقاسم فرهنگ - دوشنبه ٢۸ شهریور ۱۳٩٠

 

73_حمیدرضاخجندی جعفرآبادی(حمیدخجندی)_نوازنده و آهنگ ساز_28/06/1349_کرمانشاه _زندگی دراهواز

 

حمید خجندی در خانواده ای هنرمند در کرمانشاه به دنیاآمد.وی نوه ی علی آقا آکده شمشال نواز کرمانشاهی  بود وازطرف مادرش نیز دایی خوش صدایی داشت.در13سالگی شاگرد مرتضی صنعتی ساز شد تا فنون نوازندگی سنتوررا یادبگیرد.عضو گروه سرود مدرسه شد و فعال شد.تئوری مقدماتی موسیقی را ازمسعود زنگنه فراگرفت. وبین سال های 64تا 68درزمینه ی شعرترانه و ساخت ملودی درمقطع دانش آموزی استانی و کشوری جوایزی گرفت.ردیف های موسیقی را ازفرشته معصوم لاچینی یادگرفت ودرسال 69 که دانشجوی دانشگاه هنردر تهران بود به همکاری با گروه های موسیقی مردان خدا /عرفانبابا طاهرپرداخت.از مجتبی میرزاده و کامبیز روشن روان ،شناخت نغمات وفولکلور ایرانی و نحوه ی تنظیم آن ها پرداخت و خود دست به کار پژوهش دراین راستا شد و نتیجه ی تحقیقات خودرا به  صورت نوارو کتاب منتشرکرد.حمیدخجندی که شاگردان و اجراهای زیادی دارد درسال 80برای اجرای کنسرتبه فرانسه و سود رفت.ازنوارهای موسیقی وی می توان به ((مردان خدا ))با صدای جلال الدین محمدیان بانوازندکی سنتور ودف حمید /نوارشکرانه باکمک استادخلیل عالی نژاد/ و نوار مستقل روناک اشاره کرد .وی کتاب 4جلدی آموزش دف نوازی به شیوه معاصر را به وسیله انتشارات چنگ بیرون داده است.

نویسنده: ابوالقاسم فرهنگ - شنبه ٢٦ شهریور ۱۳٩٠

 

70_مسعود سرحدی _خوش نویس_شاعر_27/06/1347_بهبهان

 

مسعود سرحدی را به عنوان اولین خوش نویس دوره دیده ی پس ازانقلاب دربهبهان می شناسند. وی که از شاگردان زنده یاد یوسف بیات تامرحله ی دریافت مدرک ممتازبود،انجمن خوش نویسی را در بهبهان بنیاد نهاد.بعدها شاگرد مکاتبه ای استادفلسفی شد و فوق ممتاز خوش نویسی رانیز گذراند.پیش از راه اندازی رسمی انچمن یادشده در بهبهان درسال 69 ،کلاس های پراکنده ی آموزش خوش نویسی وجود داشت که سرحدی ،آن را رسمیت داد. مسعود سرحدی که تا مقطع دکترای ادبیات راخوانده است ،علاوه برتدریس خوش نویسی و تربیت شاگردان زیاد مدرس دانشگاه آزاد در بهبهان و بعدها رئیس دانش گاه آزاد شهرستان امیدیه شد ومدتی نیز دراین سمت بود. سرحدی درگفتن شعرنیز توانائی داشت و شعرهائی از وی درنشریات به چاپ می رسید. وی اولین نمایش گاه انفرادی خوش نویسی را دربهبهان برگذارکرد و نام آن را در بروشورها ،وپوسترهایی که خودش طراحی کرده بود ((اشک نی ))گذاشت. بعد ها درکنارمحمدرضا دقایقی ،دیگرخوش نویس بهبهانی به جز تدریس ؛نمایش گاه های جمعی خوش نویسی را راه اندازی کرد.از شاگردان اصلی وی خانم نیره سعادتی است که اولین زنی بود که در بهبهان مدرک ممتاز خوش نویسی گرفت و همسر مسعود بود .

 

71_نیره سعادتی_خوش نویس ومدرس _27/06/1351_بهبهان

 

نیره سعادتی که مانند شوهرش مسعودسرحدی متولد 27شهریوراست .،چون او تا فوق ممتاز خوش نویسی راگذرانده است. اولین زنی بود که در بهبهان توانست مدرک ممتاز خوش نویسی بگیرد و مدرس خوش نویسی شود . وی که مدرک لیسانس زیست شناسی خود را از دانش گاه چمران اهواز گرفته است،به عنوان سومین کسی که در توانسته است مدرک خوش نویسی را در بهبهان بگیرد ،شناخته می شود نیره سعادتی نیز در نمایش گاه ها ی خو ش نویسی جمعی بهبهان،شرکت فعال داشت.وی نیز علاوه برگذراندن دوره های متوسط و عالی نزد مسعود،دردوره ی ممتاز شاگرد زنده یاد یوسف بیات بود.

 

72_مرتضی قنبرنسب بهبهانی_نوازنه نی انبان ومدرس نی_27/06/1348_بهبهان

 

مرتضی قنبرنسب درخانواده ای کشاورز به دنیا آمد.اما شوقی درونی اورا به سمت درست کردن ساز باسیم و چوب می برد که بسیاری از مردم درکودکی آن را آزموده اند وتنها کسانی که پی گیربوده اند ،بعدها دستی در موسیقی داشته اند.مرتضی اما ان قدر نوارهای موسیقی سنتی راگوش داد و آن را روی همین سیم وچوب ،تمرین کرد.بعدها سازجنوبی و درعین حال ایرلندی نی انبان ،باعث شد که او تلاش کند که ازلوله ای پولیکا نی بسازد و از حمداله نکوئی دربهبهان نوازندگی آن را یاد بگیرد وبا همین نی پولیکائی درمراسم سینه زنی ،نوازندگی کند.سال69 توانست یک نی هفت بند بخرد واز آقایان سعید(رضا)غلامحسین پور و حمید سروری ،نت وردیف رابشناسد و علمی تربنوازد.به دنبال این بادگیری ،اجراهای زیادی در خوزستان داشت وحتی در مسابقه ی موسیقی مقامی _دستگاهی خوزستان درسال 80نوازنده ی برتر استان شد.مرتضی قنبرنسب که اجراهای کشوری و مقام برترموسیقی کشوری درفجررانیزبه دست آورده است،نت فا را در ساز نی انبان به فا دی یِز تغییرداده است تا به گونه ای دیگر،آوادر دهد. وی شیوه ی نوازندگی استادان نی نواز کسائی و کیائی نژادرا با نی تدریس می کند ودرکنارآن شاگردانی در نوازندگی فلوت ریکوردرنیز پرورش داده است.  

نویسنده: ابوالقاسم فرهنگ - جمعه ٢٥ شهریور ۱۳٩٠

 

66_علی کشمیرزاده_عکاس فیلم_25/06/1335_اهواز

علی کشمیرزاده را به نام علی فریور(که نام کنونی اواست)هم می شناسند.وی که جزو اولین بنیان گذاران سینمای آزاد اهوازاست }،دومین کسی است که در اهواز فیلم کوتاه ساخته است.{یادآوری می شود که سینمای آزاد اهواز ازاولین گروه های ساخت فیلم کوتاه در ایران است).فریدون (علی )کشمیرزاده ،باساختن فیلم 5دقیقه ای ((تمبر))سازنده ی دومین فیلم کوتاه تولید شده در اهواز بود.دراین فیلم کیانوش عیاری بازی می کرد.گروه سینمای آزاد اهواز از 3عضو اولیه یعنی فریدون کشمیرزاده ،کاظم بغدادی و کیانوش عیاری داشت که سیامک اعطاء پسرزنده یاد نویسنده ی نامی احمد محمود(اعطاء)،نیزبه همین گروه پیوست.فریور بعدها که کیانوش عیاری جدی تراز بقیه ی گروه کارسینما را ادامه داد،تامدت ها در بیشتر ساخته های عیاری به عنوان عکاس ،دستیارکارگردان ،کارکرد .علی فریورکه ازداریوش عیاری و ابراهیم حقیقی اصول سینما را آموخته،هم چنین دستیاردوم کارگردان در 2فیلم آفتاب نشین ها و مهاجران ازساخته های مهدی صباغ زاده بود.کشمیرزاده که داور تعدادی از جشن واره های عکس سینمای جوان استان خوزستان بود.کارفیلم برداری ،مونتاژو نورپردازی سینمای آزاد اهواز رادرسال ها ی آغازین خود نیزبه عهده داشت.

 

67_سعیدبهروزی_نویسنده وکارگردان نمایش_25/06/1339 _خرمشهر_اهواز

 

سعیدبهروزی درخرمشهر به دنیاآمدولی ازسال62ساکن اهواز شد.پدرش فرهنگی بود و سعید نیزباکتاب و مطالعه آشنابود.اما علت گرایش وی به سمت نمایش ،توجه و هجوم مردم برای دیدن تلویزیون بود.دردوران نوجوانی اش ،چون تازه تلویزیون به خانه ها راه پیداکرده بودوتعدادی کمی تلویزیون داشتند،مردم برای دیدن تلویزیون به خانه هایی که تلویزیون بودتوچه بیشتری داشتند واین موضوع شوق بازی گری رادراو ایجادکرده بود.بعدها تلاش کرد وارد گروه نمایشی روستا که مدیریت آن به عهده ی محمدایوبی (نویسنده و نه کارگردان نمایش )بود ،شد ولی چندان موفق نبود تا آن که توانست ازوچود قاسم غریفی بهره ببرد و سیستم  نمایشی استانیسلاوسکی راازوی یادبگیرد.دریک نمایش کودک به نام ((در جستجوی حقیقت ))بازی کرد و بازی های بعدی اش در که بازی درنمایش ((عاشورایی دیگرباید برپاکرد))درخرمشهرباتظاهرات 57همراه شد.دردوران خدمت سربازی درجبهه بود و دربسیج خرمشهروواحدفرهنگی سپاه خرمشهر،دست به قلم شد ونمایش ((محاصره خرمشهر))رانوشت ودرآبادان به روی سن برد که بااستقبال روبروشد.پس ازخدمت سربازی سرپرستی گروه نمایش رادیویی و سردبیری برنامه ((راهیان کربلا))راعهده دارشد وچندین نمایش نامه رادیویی کارکرد.سال 69وارد دانشگاه سینماو تئاتر((دانش گاه هنر؟))شد وسال 75مدرک کارشناسی کارگردانی نمایش راگرفت.ازنمایش نامه هایی که سعید بهروزی نوشته وکارگردانی کرده است می توان ازاین نمایش نامه ها نام برد:گورکن که به تلهتئاترهم تبدیل شد/عروس دریا/کولی برداشتی آزاد ازتخت ابونصرصادق هدایت/مردان سپیده ونخل که بعدها فیلم نامه اش را به سفازش بنیاد فارابی نوشت/خواب شیرین /اشک و آتش وتعدادی دیگر.کارهای مجموعه تلویزیونیمثل استودیو هفت و تعدادی دیگر.وی ازداوری جشن  واره تا نوشتن نقد برروی نمایش تا سردبیری بولتن هنری جشن واره های نمایشی به ویژه درخوزستان را نیز انجام داده است.

68_مرتضی موفق_بازیگر وکارگردان نمایش های طنز_25/06/1342_بهبهان

 

مرتضی موفق ،درخانواده ای کم سواد وکم درآمد به دنیا آمد.پدرش اما شاه نامه خوانی و نقالی را بلد بودو صدای خوبی داشت .مرتضی نیز،پس از گرفتن دیپلم خود در رشته ی علوم انسانی ،مانند پدر به کارنانوائی مشغول شد تا نزدیک به 10سال پعد که درنمایشی به کارگردانی پیمان شریعتی به روی سن رفت.از آن پس ،وی درنمایش های زیادی بازی کرد.اولین تجربه ی کارگردانی نمایش را با نوشته ای از حچت اله (نعمت )تجلی و به نام سیاه درراه بغداد ،آغاز کرد،که علاوه برکارگردانی دراین نمایش بازی نیزکرد.نوشتن نمایش ،کارو بازی درنمایش راپس از به روی سن بردن نمایش های گوناگون آغاز کردکه دست آورد ان نمایش نامه هائی هم چون حکایت صندوق ، معرکه گیران ،مضحکه ی مرحب و....و...بود.مرحله ی بعدی کار مرتضی موفق ،نوشتن و کارو بازی جنگ ها،نمایش تامه های طنز تلویزیونی و مجمو عه ای برای سیمای خوزستان بود .سریال 5 قسمته ی  عزیز و مجید،و5قسمته ی میعادشبانه ،و تعدادی کاردیگربرای سیما و صحنه از کارهای هنری دیگرمرتضی موفق است .وی هم چنین درشهرهای مختلف کارنمایشی کرده و چوایز ولوح های تقدیرگوناگونی نیز گرفته است.

69_منوچهرکیانی_بازیگرو کارگردان نمایش _25/06/1348_ ایذه

منوچهرکیانی فرزندیک راننده بود ودر نتیجه درست است که بیشتر زندگی اش رادر شهرستان ایذه گذرانده است ولی 3سال درآبادان ،2سال شیرازو در کازرون وتویسرکان و تهران و..زندگی کرده است.وی 14ساله بود که به عنوان بازیگر در نمایش ((لحظه های ابوزر))نوشته وکار آقایان اردشیر صالح پور و گودرزکیانی به همراه رضازدوار خوش نویس ایذه ای  روی سن رفت.این نمایش که برداشتی از نوشته ی دکترعلی شریعتی بود در سطح شهرستان ایذه به نمایش درآمد.بعدها کیانی باکمک دکتراردشیر صالح پور کارگردانی نمایش ((تنها مردن ))رادر دبیرستان به عهده گرفت. در سال 1369که دانش جوی دوره کاردانی علوم اجتماعی بود ،((آخرچرا؟)) نوشت ،کارگردانی و بازی کرد که درمسابقات نمایش دانش جوئی استان فارس در هر3 رده جایزه ی اول را نصیب کیانی کرد. کارگروانی وطراحی لباس نمایش ((باغ آرزوها))نوشته ی محمدچرمشیر جوایز دیگری که کیانی گرفته است ،در رشته های موسیقی نمایش  ،بازی درنمایش و درعین حال کارگردانی نمایش بوده است .وی دستیاری کارگردانی فیلم مستند داستانی ((معجزه هنر))کارجابراحمدی و هم چنین دستیاری غلامرضامومنی زاده برای مستند((تهده)) {به معنای گهواره درگویش بختیاری }و...و...رانیز انجام داده است.داوری جشن واره های نمایش استانی نیز از دیگرکارهای منوچهرکیانی است. 

نویسنده: ابوالقاسم فرهنگ - سه‌شنبه ٢٢ شهریور ۱۳٩٠

 

65_فرشته امیری پور _بازیگر نمایش،عروسک گردان_22/06/1457_ رامهرمز

 

فرشته امیری پورکه ازیک سو نمایش گاه نقاشی و خوش نویسی برگذارمی کند،درعین حال درتعدادی نمایش بازی کرده و دیپلم افتخاربازیگری کشوری راهم گرفته است.او نوازندگی اُرگ رانزد آقای ؟ محبی ،به مدت تنها یک ماه کارکرد ولی درنمایش های عروسکی که آن ها راکارگردانی می کرد،نوازند ه ی آرگ درهمان نمایش نیزبود . امیری پوربه نشویق پدرش وارد کارهای هنری شد.ازنصراله رسولی نژاد مقدمات خوش نویسی رایاد گرفت و پس از آن خودش به تمرین پرداخت .وی درسال 77هم نمایشگاه انفرادی خوش نویسی و هم نمایش گاه انفرادی نقاشی را برگذارکرد.صحنه پردازنمایش ((شوگار))نوشته و کارمحمد نوروزی بابادی و مقام دوم کشوری عروسک گردانی را برای  نمایش عروسکی رازطول عمرگرفته است. درسال78جزو10نفربرگزیده ی اولین جشن واره ی قصه گویی کانون پرورش فکری کودک ونوجوان کشوری بود.اولین بازی نمایشی وی زمانی بود که در کلاس جهارم دبستان می خواند ودرنمایش مدرسه ای سحر،پرنده مهربان بازی کرد.

نویسنده: ابوالقاسم فرهنگ - شنبه ۱٩ شهریور ۱۳٩٠

 

56_بشیرتجلی _تعزیه  ونوحه سرا_20/06/__1326 بهبهان

 

بشیردرخانواده ای آشنا با موسیقی به دنیا آمد. همسایگی پدرش با لوطی صادق(تارنوازمشهوربهبهانی )،باعث شد که بشیرردیف هاوگوشه های موسیقی راازپدرش که شاگردلوطی صادق بود یاد بگیرد.این علاقه به هنرو موسیقی در کل خانواده ی تجلی ،آشکاراست.حسین خواننده است.عبداله آهنگ سازاست .ونعمت هم نویسنده و فیلم ساز.بشیر که درآغازشاگرد مکتبی بود،مدرسه رو شد و تا سیکل اول دبیرستان راهم خواند.او از نذیر فرهنگ،عرفان ،ازدرویش گلشن ،قرآن و از علی پاک سیرت ،مشهوربه (کل علی حلبی ساز)،موسیقی و از حمداله نادی و عبدالحسین عتیق ،تعزیه رایادگرفت.بشیربازیگرتعزیه شد و درعین حال ،شعر ونوحه و تعزیه هم می سرود و متون منثور را منظوم می کرد.آشنایی وی باموسیقی نیز،باعث شد که نوحه ها را در دستگاه های مختلف بخواند.بشیردر کارنمایش نیز،نظم و تعزیه و موسیقی رادرهم می آمیخت.حسین ابن منصورحلاج راکه درماهشهر به روی سن برد و حضرت علی اکبر راکه محمد حلاوی در تهران به روی سن برد ،ازاین دست نمایش های او است.از بشیرتجلی تعدادی شعرو نوحه و مراثی در کتاب ها ی (مجموعه ای)سبد سبز علی خادمیون ،گلچین های باقری  حسین باقری و گلچین ساج به چاپ رسیده است.

 

57_عبدالکریم ملکی_ خوش نویس ،طراح گریم ودکورنمایش_ 20/06/1339_ دزفول

 

عبدالکریم در خانواده ای دزفولی درتهران به دنیا آمد ولی بزرگ شده ی دزفول است.وی خط را تجربی یاد گرفت وزمانی که درسال 67وگذراندن دوره ی مکاتبه ای خوش نویسی استاد امیرخانی راگذراند ودرسال 67مدرک ممتازخودراگرفت ،بیش از7سال به تربیت شاگردان خوش نویسی دردزفول ،مشغول بود. عبدالکریم که مدرک  کارشناسی مهندسی خاک شناسی دانش گاه چمران اهواز رادارد،علاوه بر تدریس خوش نویسی ،در انجمن نمایش دزفول ازسال 72مبانی ارتباط تصویری و گریم راآموزش می دهد. آشنایی وی درجوانی با قیصرامین پورو مهدی رضا بدلی (پوررضاییان )، علت علاقه مندی وی به کارنمایش و به ویژه بخش طراحی صحنه و گریم بود.ملکی در جشن واره های استانی وکشوری ؛چندین جایره را برای طراحی صحنه گرفته است .عبدالکریم ملکی ،به جز برگذاری نمایش گاه طراحی و نقاشی درشهرستان شوش(63)، کارهای خوش نویسی اش را درنمایش گاه های گروهی به نمایش گذاشته است.وی بازیگرتعزیه و نمایش هم بوده است.

58_عباس رستم پور_بازیگرو مجری نمایش،شاعر_20/06/1345_ رامهرمز

عباس ،ازسوفلوری درکارنمایش ،آغازکردولی بعدها یکی ازبازیگران ثابت نمایش نامه نویس بسیارپرکار بهبهانی ،ساکن رامهرمزبه نام یوسف مداحیان شدودست کم در10تا از نمایش ه ا و جُنگ های او بازی کرد..عباس رستم پورکه غزل و مثنوی و نیمایی سراهم هست، علاوه بربازیگری نمایش ودریافت جوایزی دراین راه ،بعدها در سیمای خوزستان ،بازیگری ،اجراو کارگردانی جُنگ های بیست  و   بیست ویک و هم چنین شاهد رابه عهده داشت و به جز شعرخوانی در محافل شعری ،مجری شب های شعرهم شد.

 

59_عبدالحسین(حسین)شکوفا_آهنگ ساز وترانه سرا،_20/06 /1349_ دزفول

 

حسین درمدرسه ی قرآن دزفول درس می خواند و عضوگروه سرود مدرسه بود.2سال در مسابقات موسیقی دانش آموزی دزفول اول شد. سال 65ازسوی امورتربیتی دزفول به تهران فرستاده شد تا دردوره ی فشرده ی یک ماهه ی آموزش موسیقی ،آموزش ببیند.این دوره،درمدرسه ی طباطبایی تهران برگذارمی شدو حسین در ابن یک ماه ؛روان شناسی موسیقی رانزد داریوش صفوت،تئوری موسیقی رانزد ؟فلاحی ،فنون آوازرانزد حسین سرشار و از امیرزمانی مبانی و اصول موسیقی رافراگرفت.نوازندگی سنتوررا خودش آغازکردو پس ازگذشت یک سال از تمرین درسال67مقام اول سنتورنوازی دانش آموزی خوزستان و رتبه ی دوم کشوری را به دست آورد. شاگرد مسعود ندایی شدو نوازندگی سنتورو قانون را ازاو یادگرفت.دراین مدت او عضوگروه های موسیقی مساجد و نغمه و چکاوک دزفول بودولی درسال 67به سرپرستی دوگروه چکاوک و نغمه رسید. شکوفا،پس ازدیپلم ،به دانشگاه آزاد شوشتررفت .زبان و ادبیات فارسی خواند.به سرودن ترانه و شعرگرایش پیداکرد و درنوازندگی سنتوربه شکل کلاسیک 2سال شاگرد نادرسینکی شد .آموخته های هنری وی پیش پرویزمشکاتیان ،به سوی تکمیل شدن رفت.2گروه چکاوک و نغمه را یکی کرد و گروه نی داود_وبعدهادل انگیز راازدل آن هادرآورد.موسسه ی موسیقی ،راه انداخت و به آموزش شاگردپرداخت.درسال 71باساختن نخستین آهنگ خودبه یاد استادش مسعود ندایی بانام شهید حق،توانایی اش رانشان داد. باساختن آهنگ آرزوی یار،موفقیت کشوری به دست آوردودرمسابقات هنری صداوسیمای کشوری هشتم درزیباکنار برگزیده شد.

 

آهنگ های دیگروی مهرمهرویان ،مهرتابان ،شمع کاشانه ،دل انگیز،و...و....شعربعضی از این اهنگ هارا خودش سروده است .شکوفابه جزاجراهای مناسبتی ،اجرادرکناراستاد ذوالفنون و اجراهای مستقل و تولید آلبوم نیز را در کارنامه ی هنری خود دارد.برادردیگرحسین به نام عبدالرضا(رضا )نیزدرموسیقی ،پرکاراست.

 

60_جهانشاد زراعت پیشه(جهان زراعت)_بازیگروکارگردان نمایش_20/06/1350_بهبهان

 

جهان درخانواده ای بی سواد به دنیاآمد ولی برادرش عضوامورهنری سپاه پاسداران بهبهان و عامل گرایش جهان به سوی هنرشد.باشرکت در جلسات نقدو بررسی فیلم در ارشاد بهبهان ،بسیاریادگرفت.وجود کارگردان پرکاربهبهانی به نام احمد بشیری باعث شد که وی درسال های 67و8به عنوان کمک کارگردان درنمایش های بن بست و حله ،کارکند.درنمایش های گوناگونی بازی کرد،مانند رازسپهر و مجلس سیاه کشی هر2 کارمرتضی موفق،ای کاش آدم کارعبداله شیاری ،انتظاربابوی نرگس فرزاد صدری ،آخرین بازی کریم کریمی پور(آرین)،کاکایوسف نعمت اله(حجت )تجلی و....و کارگردانی نمایش هایی مانند  زارون نوشته ی حمید امجدونخل وکوسه نوشته ی ناصح کامکاری و....و...رابه عهده گرفت.وی عضوانجمن نمایش ارشاد بهبهان بود.

 

 61_افشین القاسی_بازیگروکارگردان نمایش_20/06/1351_مسجدسلیمان

 

افشین القاسی درخانواده ای فرهنگی به دنیاآمد.پدرش فوق دیپلم و دایی اش لیسانس ادبیات بودند.افشین نیز به ادبیات گرایش داشت و شعرهم می سرود.در تهران ،دیدن نمایشی باعث گرایش اش به نمایش شد.درنمایش های مدرسه ای شرکت کرد.پس از گرفتن مدرک دیپلم به دانش گاه شهید عباسپورتهران راه یافت تا مهندسی عمران بخواند.در همان دانش گاه بود که دبیر سرویس هنری نشریه ی همان دانش گا ه شد و سرپرستی کارگاه کتاب رانیز به عهده داشت.درتهران ازکلاس ها ی مختلف هنری و کارگاه آموزش نمایش مثل کارگاه شکرخداگودرزی و تاجبخش فناییان ،بهره برد.دردانشگاه نمایش های(( آن 60نفر ،آن 60000نفر)) عباس معروفی و چند نمایش دیگررا به روی سن برد.درفرهنگ سرای اشراق نیز 2نمایش نامه ای که خودش نوشته بود راو کارکرد به نام های ((من و سکوت )) و(( دریای بی آب  )).هم زمان شعرهای اش ،علاوه بر نشریات محلی خو.زستان در نشریات ادبی هم چون بایا به چاپ  می رسید.79 به مسجدسلیمان باز گشت و به کارتصویربرداری فیلم کوتاه و طراحی صحنه ی نمایش ،ساختن فیلم کوتاه،نوستن و اجرا و یا طراحی صحنه ی  نمایش ،پرداخت.به دبیری جشن واره ی دفاع مقدس و مسئولیت ها ی داوری و مدیریت جشن واره ها ی گو ناگون ،پرداخت.از کارهای وی می توان به کارگردانی نمایش ((سربه ازای سرنیزه ))و ساخت فیلم کوتاه ((تیک تاک ))اشاره کرد.

 

62_زینب ممبینی _شاعر_20/06/1352 _هفتکل

 

زینب ممبینی ،تا اول نظری را درهفتکل درس خواندو سپس به اهواز رفت. خانواده اش ،گرایش شعری داشتندو دایی پدرش ،شاعربود.زینب از سرودن شعرکودکان آغازکرد واولین دفترش رابه شکل تکثیری در شهرستان های هفتکل ورامهرمز به نام ((گل های باغچه بهار))،پخش کرد.داستان بلندو کوتاه و نمایش نامه هم می نوشت.هفته نامه های خوزستان ،بسیاری از شعرهای وی رابه چاپ رساندند .و ی بعده 2کتاب برای کودکان درقالب شعرکودک به همراه نقاشی های صادق خلیفه وزکیه دارم و زهرادلدار انجام داده ان.نام کتاب های کودک وی ((برای بچه های خوب)) و((قهربزغاله کوچولو))است. 2کتاب دیگروی ((هی می تابم تو می بازی )) و ((یک هوای تازه ازمهرتو)) نام دارد.نمونه ی غزل زینب ممبینی : نام غزل ((نقابی به من بده))

 

لبریزم ازسکوت،شرابی به من بده/ ازبغض پرشدم ،تب و تابی به من بده/کس یادمن نداد به لبخند خوکنم/هق هق برای گریه ی نابی به من بده /آب ازسرم گذشت وجب ها ولی هنوز/باید که بگذرم زخود آبی به من بده/  هی زورکی بخند و بخندانم این نشد/ نقش درست و ناب و حسابی به من بده / حس من است این که به دیوار می کشند/تصویرسهم من شده،قابی به من بده/ با لهجه ی خودم به خودم پشت کرده ام/ تاکی چنین صزیح نقابی به من بده/ این روزها برای نمزدن بهانه نیست/ من می شوم بهانه طنابی به من بده

 

63_رضا(سعید )غلامحسین پور_نقاش ،نوازنده و آهنگ ساز_20/06/1356_بهبهان

 

سعیدغلامحسین پوردرخانواده ای هنرمندپروردربهبهان به دنیاآمد.برادروخواهرش ، درکارموسیقی و شعربودند.سعید اما به یادگیری نقاشی گرایش داشت و به یادگیری این رشته ،پرداخت.آن رمان هنوز دانش آموز مقطع راهنمایی تحصیلی بود و 11ساله.وجود علی ،برادر تارنوازسعید و تشویق ها ی وی باعث شد که سعیدبرای یادگیری موسیقی ،درکنارهنرموردعلاقه اش ،نقاشی ،تلاش کند.دوران آموزش مقدماتی تارنوازی رانزدهمایون یزدانی گذراندولی برای تکمیل آموخته های اش ره سپارتهران شد.5سال شاگرد کیوان ساکت بود و ردیف شناسی و ردیف نوازی را ازاو یادگرفت.پس از آن نوازندگی دردستگاه شور را از داریوش طلایی آموخت.حاصل این یادگیری های سعید،راه اندازی گروه موسیقی ((چاوش ))بهبهان بودکه تمامی آهنگ های ساخته شده به وسیله ی استاد ابوالحسن صبا را اجراکردند.غلامحسین پور،دربسیاری ازشهرهای ایران دراجراهای گوناگون ،شرکت داشته است.وی درمسابقات گونه گون موسیقی نیزشرکت می کرد که در3دوره مقام اول نوازندگی تار و آهنگ ساز برترو شگفتی ساز شناخته شد.

سعید غلامحسین پوردرزمینه ی نقاشی نیزپیش رفت های فراوانی داشت.راه اندازی اولین نمایش گاه نقاشی ،آن هم به شکل انفرادی ،پس ازانقلاب دربهبهان ،معمول نبود.سال آخردبیرستان بود که اولین نمایش گاه نقاشی خودش و بهبهان پس ازانقلاب را بانام ((حماسه آفتاب)) ،برپاکرد.نام نمایشگاه های دیگروی ؛بهاروبابونه، ابی های بی پایان ، افق روشن ،من درد مشترکم مرافریاد کن و...نام داشتند.وی تقریبا هرسال یک نمایش گاه نقاشی راه اندازی می کرد.

 

64_نادیا امیری_بازیگروکارگردان نمایش و مچری برنامه راذیویی_20/06/1362_آبادان

 

پدرنادیا ،کارتئاترمی کرد و نادیا نیز باشوق و درعین حال تشویق خانواده واردکارنمایش شد.وی اولین تجربه ی بازیگری اش رابا بازی درنمایش ((یکی بود،یکی نبود))کارقاسمعلی صیادی ،آغازکردواین نمایش ،موفق بود و به جشن واره ی استانی راه پیداکرد.بازی های بعدی وی درنمایش های زیربود،؛سال76((سالی که درپوزه گاه بارون نبارید))کارمجیدزارع کارسال 77در2نمایش ((تخما ق ))علی غلامی که برای فجردرتهران انتخاب شد وهم چنین بازی در نمایش ((آسمون تلخ بید))نوشته وکاربهزادوزیری و نمایش دانش آموزی ((رازها))که علاوه بربازی ،کارگردان آن نمایش هم بود.نمایش های دیگر،بخوان کرخه و کاست هشت هر2نوشته وکارعبدالرضا سواعدی و کارگردانی چند نمایش دانش آموزی وغیره وبازی و مچری گری برنامه رادیویی پژواک و...و...وی برای بازی  وکارگردانی جوایزی نیزدریافت کرده است..

نویسنده: ابوالقاسم فرهنگ - سه‌شنبه ۱٥ شهریور ۱۳٩٠

 

54_مرید میرقائد _شاعر_نقاش_فیلم ساز_زادروز15/06/1327_مرگ روز26/06/1386_ مسجدسلیمان

 

زنده یادمریدمیرقائد ،درخانواده ای شرکت نفتی به دنیا آمد.مادرش طبع شعرداشت .مجله ی ادبی فردوسی در 22خرداد1350اولین شعر را ازمرید به چاپ رساند.درآن زمان مرید در ارسنجان فارس ،دوره ی خدمت سپاهی  دانش خود رامی گذراند.شعرهای دیگرمرید،در صفحه ی- روزنامه ی اطلاعات که زیر نظر عباس پهلوان و جواد مجابی اداره می شدو مجله ی فردوسی وکیهان آن زمان و.. به چاپ می رسید.درآن زمان مریدمیرقائد عضو کارگاه شعر اسماعیل نوری علاءبود .مریددرسال 52به عضویت ((گروه سینمائی آزاد بصیرنصیبی ))درآمد و دوره ی کامل امورفیلم راگذراند .استادان وی نصرت کریمی –انیمیشن ،نرسی –تحلیل زبان فیلم ،مکی و ترابی _فیلم نامه نویسی وفیلم ولابراتوار،اکبرعالمی _تدوین ،ضابطی جهرمی _بازیگری ،و جمشید شاه محمدی نمایش نامه نویسی بودند.مرید 2سال نیزنمایش نامه نویسی را از اکبر رادی یاد گرفت.سال55 عضو ((انجمن سینمایی فیلم سازان جوان ایران))که عضوگروه بین المللی ((اس_8)بود ،شد.سال 55فیلم 7دقیقه ای ((اگررستم آید))ازمرید میرقائد،درجشن واره ی کشوری توس ،مورد توجه قرارگرفت.داستان این فیلم که نو گرابوده را اززبان زنده یاد مریدمیرقائد می نویسم .:: ((رستم دراین فیلم ازشاه نامه بیرون می آید وبه جاهای مختلف ،سرک می کشد ونهایتا به کوره پزخانه می رود.))2فیلم بتاکم ازمرید به نام های ((غازوآز)) 25دقیقه ای ،داستانی وکوتاه و فیلم طنز20دقیقه ای ((حکایت یک مرد حسابی ))درسال 74دراراک ساخته شد.این فیلم20دقیقه ای دست مایه ی ساخت سریالی به همین نام شدکه مریدتنایک قسمت ازآن را توانست بسازد ومشکلات رنج آور نگذاشت ادامه دهد._مرید دراراک تعاونی فیلم سازی داشت._ و فیلم طنزوی 3 نوبت درعیدهای نوروز ازتلویزیون اراک ،پخش می شد.مریدفیلم نامه های  زیادی نوشت که برخی از آن هاتصویب نشدو برخی که تصویب شد نیزبه دلیل کم پولی وی ،ساخته نشد.   {مریدازسال1363دبیر اخراجی بود}.نام تعدادی از فیلم نامه های وی عبارت هستنداز:پسرخوانده، قالیباف،هوالحق،جنگ سفید دشت، مستند پاپوش درمورد کفش،شاطر درموردپیک های نامه رسانی دردوره ی صفویه ،و تعدادی دیگر.ازدیگرکارهای مرید میتوان به ساخت تنها یک قسمت از مجموعه ی تلویزیونی  ،پروژه های احتمالا ناتمام ((کارون موزه ی آب )) 125دقیقه ای و پروژه ی بررسی استفاده از موبایل اشاره کرد.از زنده یاد مرید میرقائد،تعداد بسیارزیادی شعردرنشریات و کتاب های ادبی به چاپ رسیده است.بسیاری از منتقدین و شاعران به نام از اسماعیل نوری علاگرفته که درسال52وزنده یاد منوچهرآتشی درسال 55 وفرامرزسلیمانی و علی باباچاهی تا ثزیا داودی حموله{ پس ازمرگ مرید}برکاراو نقد نوشته اند . مریداز17سالگی به شکلی جدی وپی گیر،نقاشی می کرد وبراساس گفته های خودش دست کم 150 تابلوی نقاشی دارد.متاسفانه من پس از4سال ازمرگ تاسف بار مرید_که باهم سفری به فارسان برای دیدارمسعود فروتن شاعرداشتیم و از دانش و افتادگی ورفتار زیبای اش بسیارلذت برده ام _خبردارشدم چون تاآن زمان کتابی ازوی چاپ نشده بودبراساس اطلاعات تکمیلی ام از تارنمای ستین لُروتارنمای آقای سعیدمرادی وهم چنین خانم داودی حموله این کتاب ها ازمرید به چاپ رسیده است: پرنوشته ها(شعرسپید)و چُکبلا_بیت و غزل باگوبش بختیاری .براساس نوشته ی تارنماهای یاد شده ،سوگینه های سوشیان و کار پژوهشی ای درمورد ایل بختیاری ،ازمرید ناتمام مانده است.شعررشک برانگیز  رااز مریدازتارنمای خانم ثریاداوذدی حموله می آورم :

یکی بیاید

ماه را ازروی پلک من بردارد

می ترسم

می ترسم

می ترسم 

درختان کرم خورده  تبر شوند.

ونمونه ی دیگری از تارنمای  پرنوشته ها:

 شعرمن پرنده است/ازبادها فرمان نمی برد/ چرابمانم /تا ماه ازیادم برود!/حرفی ازقلبم بیرون بیاور/بگذار/آسمان با رنج های من درآمیزد/قبل از آن که بگویم /دوستت دارم /مرده ام /و تودر تدارک قبری هستی / وبه نیمه ای ازعشق هم /اقدام کرده ای !/بگذار/من و رنج های آسمان درآمیزیم/چرابمانم /تا عشق ازیادم برود؟

 

55_علی عرب زاده_بازیگرنمایش_15/06/1355_شوشتر

 

 

علی درخانواده ای باگرایش هنری به دنیا آمد.مادرش،نوازنده ی داریه (دایره)وخوش صدابود.خودش اما به نماایش علاقه مند شد.و ازخلیل (شاپور)ضرغامپور،کارنمایش را یاد گرفت.نقش کوچکی درسریال نطفه ءصالح کارآتش تقی پورداشت ودرنمایش های زیادی بازی کرد.وی کارگردانی چند نمایش ،نوازندگی درنمایش،تدریس یوگاوحس گیری و فرم و هم چنین ،معاونت انجمن نمایش شوشتررانیزدرکارنامه ی هنری خود دارد.مقام بازیگری سوم کشوری در مسابقات نمایشی ارتش درزمان سربازی و چند جابزه ی بازیگری و کارگردانی هم گرفته است.بازی درتعزیه وجُنگ های مناسبتی  نیزدرکارنامه ی هنری اش هست. ازنمایش های وی می توان به:                                ازمرثیه تا عشق ، فردا روشن است ،سلطان دیلمان ،زیرزمین ،آه چه سبک بود پاییز و....نام برد.بیش ترنمایش نامه هایی که علی عرب زاده درآن بازی کرده،ازنوشته ها وکارها ی ضرغامپور بوده است.وی دوره ی بدنسازی و فرم نمایش را درشیرازدیده است.همسروی خانم؟جعفری نیز بازیگرنمایش است .

نویسنده: ابوالقاسم فرهنگ - یکشنبه ۱۳ شهریور ۱۳٩٠

53_ماندانا صا دقی (پریاکوشا)_شاعروقصه پرداز13_/06/1350_ آبادان

 

ماندانا ؛کُرد تباراست ودرخانواده ای شرکت نفتی به دنیا آمده است.جنگ که آغازشد،راهی بندرعباس شدند. کودک بودکه زمزمه های شعری داشت.15تا 16سالگی اش وزندگی درتهران،باعث شد که به عضویت کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان در آید و جنان سَر پَتی به انتخاب راه آینده اش به اوکمک کرد.از 16 سالگی تا19سالگی 4باربه اردوی سراسری دانش آموزی  رامسر راه یافت .سال اول قصه نویس ،سال دوم برای نمایش((آتش و برف))،سال سوم برای شعردانش آموزی دراستان هرمرگان اول شده بود و سال 69در شعراستانی سوم شده بود ولی به رامسرراه یافت.ازماندانا صادقی که همیشه ،نوشته های اش را با نام پریا کوشا نوشته ومی نویسد،کتابی به چاپ نرسیده است ولی  حضورش درمحافل ادبی گوناگون و فیلم های کوتاه(به عنوان  بازیگروکمک کارگردان )،،پرتلاش و کوشا است.وی سالها اهوازبودوبعد درآبادان زندگی می کرد.

نویسنده: ابوالقاسم فرهنگ - پنجشنبه ۱٠ شهریور ۱۳٩٠

51_ابراهیم دمشناس _داستان نویس_10/06/1351_ ماهشهر

 

ابراهیم مدرک دیپلم خود را درماهشهر و لیسانس ادبیات خودرا در اهوازگرفت.ازوی قصه ها و نقدهائی بر شعر و قصه درنشریات ادبی گوناگون ،طی سال ها ی زیادی چاپ شده بود ونامی داشت .اما اولین کتاب خود راکه یک مجموعه ی داستان به نام ((نَهَست)) بود ،درسال 82به چاپ رساند.دو گردآوری کتاب دیگرنیزاز وی به چاپ رسید که ((چارباد))رابا همکاری مجید روانجو گردآوری و منتشرکرد .این کتاب درباره ی داستان نویسان جنوبی است .کتاب دیگروی ((جنوب ازجنوب شرقی – جُنگ ادبی انتقادی ))نام دارد.دمشناس به عنوان رمان نویس هم رمانی آماده ی چاپ داشت.درتارنماهای ادبی ،قصه ها و نقدهای گوناگونی ازاو منتشرشده است .وی دبیرادبیات فارسی درشهرستان ماهشهر است.

 

52_علیرضا ظفری_نوازنده دف و تنبک_10/06/1352_ دزفول 

 

علیرضا ازشرکت درگروه های نمایشی دبیرستانی ،کارهنری اش را آغازکرد و بازیگرفیلمی کوتاه از سیامک قنبزی به نام ((حریم دوستی ))نیزشد.وی اما به موسیقی گرایش داشت .دردزفول ،شاگرد عبدالکریم گچ فروش شد تا اصول تنبک نوازی رایادبگیرد.برای گرفتن مدرک دیپلم رشته ی گرافیک به تهران زفت و توانست به شاگردی بهمن رجبی در آید.2سال شاگرد رجبی بود و توانست جزو3نفری باشد که درسال 73درجشن واره ی سرود ونمایش استان تهران ،موفق به دریافت آرم جشن واره شود.وی 3سال نیزکتاب های بهمن رجبی ،مجید حسابی و اخوان را تمرین کند.سال 77،شاگرد حسین شفائی در اصفهان شد.علیرضا ظفری عضویت گروه های موسیقی ((شاهد))و ((دل انگیز))بود و درمسابقات استانی و کشوری ((شاهد)) و((فچر))به موفقیت دست یافت .وی اجراهای بسیاری دارد.

نویسنده: ابوالقاسم فرهنگ - چهارشنبه ٩ شهریور ۱۳٩٠

50_عبدالحمیدآیتی—بازیگرنمایش--09/06/--1333  زاده شده در بروجرد زندگی در اهواز

 

حمیددرخانواده ای فرهنگی به دنیاآمد.درخانواده ی پدری اش نویسنده و پژوهشگرزیادبوده است.چون ازته صدائی برخورداربود وتوانائی تقلید لهجه نیزداشت،ازهمان دوران دبستان درنمایش های مدرسه ای و تخت حوضی ،ادای حرف زدن مردم شوشترراتقلید می کرد.بیش تر این گونه نمایش ها را رودسرابی به اچرامی گذاشت.وی ازسال 62 به عنوان بازیگرنمایش های رادیوئی طنز فعالانه حضورداشت.حمید بازیگرنمایش نامه های طنزرادیوئی و بعدهاتلویزیونی استانی خوزستان بود که اغلب به عربی،ترکی،اصفهانی و.... نیزبازی می کرد. ازکارگردان هائی که باوی کارکرده اند،می توان به سعیدبهروزی ،احمدبشیری ،نعمت اله لاریان،عبدالمجید وعبدالرضاحیاتی ،زنده یادها خسرو پی آفرین و مهدی رستگار وهم چنین حجت اله نجف پور،اشاره کرد.ازبازی های رادیوئی وی می توان به بازی های او درنمایش های طنز معروف درخوزستان به نام ((کَل شُرگ اله))نوشته وکارمرادکیانی اشاره کرد. وی هم چنین درنمایش ها ی جدی و سریال های تلویزیونی وصحنه ای نیزکارکرده ودرمواردی جایزه ی اول بازیگری رانیزگرفته است.وی دیپلم رشته ی تجربی دارد.

نویسنده: ابوالقاسم فرهنگ - سه‌شنبه ۸ شهریور ۱۳٩٠

48_محمدراشد_بازیگرنمایش_08/06/1331   - شوشتر

 

محمد،نه ازپدر بزرگ پدری اش خوش خوانی رابه ارث برد ونه ازپدرش ((مقًلمی روی دیبای شوشتری ))را .تنها وجودشخصی به نام محمد علی مهیمنی که راه اندازی کارنمایش در شهرستان شوشتروبه ویژه درمدارس  این شهر،گویامرهون تلاش های زیاداواست_باعث شد که دردوران دبستان وارد کارنمایشی شود.وی تا پیش از انقلاب درتعدادی نمایش بازی کرد.در سال 53که خدمت سربازی اش رادرشیرازمی گذراند،کارناوال هنری راه انداخت و پس ازانقلاب نیزدرچندنمایش بازی کرد.ودرنمایش های مناسبتی نیز فعال بود.

 

49_مهردادآراسته_بازیگروکارگردان نمایش_08/06/1352_ بهبهان

 

مهرداد درخانواده ای کارگری و بی سواد به دنیا آمد .اما بعدها با تلاش توانست کارگردانی نمایش های موفقی را انجام دهد و بابرگردان برخی ازنمایش ها ی به شعر دراین کارنیزنسبتا موفق ،ظاهرشود.وی تا کلاس دوم راهنمائی در حد بازی در نمایش های کلاسی حضورداشت ولی اولین بازی توانست درنمایشی مدرسه ای بازی کند. ارتباط با عبداله شیاری برادرناتنی و ((رضاعی اش ))و آشنائی باکریم زرگرباعث شد که وی به  نمایش ،جدی ترنگاه کند.به گروه وانجمن نمایش دربهبهان پیوست.درنمایش های مختلف به روی سن رفت.به  جشن واره های کشوری راه یافت. نمایش نامه ((تولدی دیگر))رابراساس کاری پژوهشی  برروی کودکان استثنائی بهبهان نوشت وکارکرد.برگردان به شعرنمایش نامه های ((مش علی صفرگربه ای داشت))نوشته  حمید عاملی وهم چنبن نمایش کودکان ((بزبزک سربه هوا))را انجام داد و به روی سن برد که تجربه های موفقی بود و پرتماشاگر.مهرداد آراسته برای بازی ،طراحی بروشورو صحنه وکارگردانی ،تعدادی جایزه و دیپلم افتخار گرفته است ودرکارنمایش فعال بود.

نویسنده: ابوالقاسم فرهنگ - یکشنبه ٦ شهریور ۱۳٩٠

47—علی قنبریشاعر06/06/1347 بوشهر---اهواز

 

علی درخانواده ای باگرایش به شعروادب درشهرستان دشتستان استان بوشهربه دنبا آمد و ازسال 1376برای ادامه ی زندگی باهمسرش ساکن اهوازشد.14ساله بود که بهترین شاعردانش آموزی کشور شناخته شد.به کارسرودن ادامه داد و در عین حال کاربرگردان اشعار ومقالات ادبی رابه ویژه درراستای شناساندن دیدگاه ادبی و شعری پساساختارگرا ،انجام می داد.قنبری که یکی از پرکاران حوزه ی نقد ادبی است ،یک سال در رشته ی کارگردانی دانش گاه سوره درتهران نیز درس خوانده است ولی با چشم پوشی از ادامه ی تحصیل در این رشته به دانش گاه فردوسی مشهد رفت و در سال 70 مهندس مکانیک شد.از وی شعرها ،مقالات ، برگردان های شعری ومقاله ،نقد ادبی و مصاحبه درنشریات و رسانه های گوناگون ،منتشرشده است. هم چنین فری یا ثمرانی یکی ازشعرهای اورا به فیلمی شاعرانه ،برگردانده است. دفاترمنتشرشده ی شعروی این ها است:1- نقطه پشت فعل خراب یا فرانتس کافکای پشت جلد درسال 79 _نشرسالی 2-نامه(به / از) رویا وضمائم پاره وقت 1380-نشرنیم نگاه)  نمونه شعر:ازتارنمای هنرمندبه نشانی:aghanbari.blogfa.com

 

سیاهی بر سیاهی تاما درمیان فرو شدیم یاباطرح گردنبند تو از آسانسور میرم بالا علی قنبری

 

 

 

بگو در شان چه کسی غرق ؛  عمومی ترین  پاورقی های اغوش را ؛ که کم می کنی م ؟ بگو پرت شوم به کجاهات ،  کوله پشتی ات را که  زمین می گذاری ، رگ ها و گلویت را ،  تو را ، که  مسری است ؟

 معصوم های لایزال خاک می خورند در بلوز های « مانتیگل » . لامسه ام استفراغ می کند ابروی  ممتنع  را  . عادت های تسلا می پرند. خنده هایت پست می شوند به بلوز روحانی ام .

 قدم هایم داد می زنند :   « پیتکو  پیتکو »  .  منظور نر پیاده می شود . این همه تیک تاک می گریزند از مزمور تو ؛ با ترجیع بند پدر  .

 ذهن اجاره ای ، و اسمی  دو هجایی  ، به دلایل ام می رسند ؛ به زودی یک گُل .

نویسنده: ابوالقاسم فرهنگ - شنبه ٥ شهریور ۱۳٩٠

 

44_محمدعلی قاسم زادهچهره و صحنه ارا05/06/1338 شوشتر

 

محمد علی درمسجدسلیمان به دنیا آمد ولی ازآغاز زندگی درشوشتربود.ازکودکی نقاشی و طراحی کارمی کرد ودرسال 56که دانش آموز اول نظری بود برای طراحی و نقاشی روزنامه دیواری انتخاب شد و به اردوی مسابقات کشوری رامسرراه یافت. در اردوی رامسر،همیشه کلاس های فشرده ی هنری برگذارمی شد ومحمد علی هم از این کلاس ها آموزش های هنری عمومی رایادگرفت.در زمان دانش آموزی اش کارگردانی نمایش مدرسه ای ((پسرک روستا))را انجام داد وبعد ها در سال 70 هم نمایش شکارچی و جنگل را نوشت و به صحنه برد.وی چهره آرا و صحنه آرائی چُنگ های هنری در شوشتررا انجام می داد و تابلوهای نقاشی اش را باهمکاری ارشاد و جهاد وسپاه در مساجد به نمایش می گذاشت .قاسم زاده ،چهره و صحنه آرائی نمایش هائی چون نقل سیاوش کار مجید بهداروند و سلمان فارسی نوشته و کارناصر غضنفری و....و...را انچام داده است.

 

45_عبدالحمید نورآبادیجهره وصحنه آرا05/06/1349 دزفول

 

عبدالحمید ازکودکی با تشویق خانواده اش به هنرگرایش پیداکرد و نقاشی وچهره وصحنه نمایش آرائی را هم زمان پی گرفت.وی  درسال 63 درمسابقه تلویزیونی رشته ی آب رنگ درکشوراول شد.سال 71 باز درمسابقات دانش آموزی استانی اول شد.سال 72درهمین مسابقات وهمین رشته نه تنها در خوزستان ، بلکه در سطح کشورهم اول شد.عبدالحمید درزمینه ی چهره آرائی نمایش هم موفقیت هائی داشته است.سوم راهنمائی برای چهره آرائی نمایش ((ضامن آهو ))نوشته و کارمرتضی سخاوت درمسابقات دانش اموزی کشوری اول شد.برای چهره آرائی و صحنه آرائی نمایش یوسف کنعان بازهم نوشته و کارمرتصی  سخاوت باز هم مقام اول جشن واره ی نمایش سوره درقزوین و هم چنین چند جایزه و لوح تقدیر استانی و منطقه ای دریافت کرد. نور آبادی درموسیقی هم تلاش هائی کرد.یادگیری اصول موسیقی پیش کریم حداد در دزفول و نوازندگی نی را نزد نعمت اله ستوده در تهران دنبال کرد. سرودن شعرسپید نیز یکی ازگرایش های هنری عبدالحمید نورآبادی است .درسال 80برای چاپ مجموعه ای از شعرهای سپیدش درتلاش گفتگو با انتشارات فهیم درتهران بود. وی دیپلم ادبی اش رادردزفول گرفته است.

46—خلیل(شاپور)ضرغامپور_بازیگر وکارگردان نمایش05/06/1352شوشتر

 

شاپورهنوز6ساله بود که محمد علی قاسم زاده (قاسمی )برای بازی درنمایش (پسرک روستا)اورا به روی سن برد.این ماجراباعث شد که شاپورازآن پس ،همیشه درکارنمایش باشد.بعدها وی نه تنها نمایش بازی می کرد بلکه کارگردانی می کردوآموزش می دادو درعین حال هنوز 30ساله نشده بود که عضوهیئت بازبینی نمایش درشهرستان محل زندگی اش ،شوشترشد.وی تا آن زمان در بیش از20نمایش بازی کرد و کارگردانی بیش از15نمایش را به عهده گرفت.تعداد زیادی جایزه برای کارگردانی ،بازیگری و طراحی صحنه ازجشن واره های عمدتا مذهبی در شوشتر،خوزستان و منطقه ای  گرفت.تلاش های وی درسرپرستی گروه تئاتر((سلاسل ))شوشترباعث شد که شوشتربتواند باگذراندن موفقیت درجشن واره های نمایش فجرکشوری نیز راه یابد. ازسال1381شاپورباراه اندازی گروه تعزیه ی ((عاشورائیان ))درشوشترنیز،کارهای تعزیه گردانی موفقی داشت .وی علاوه بریادگیری کارنمایش از قاسم زاده ،خود را شاگرد غلامحسین تشکرکه در8سالگی اورا به روی سن برده،به عنوان استاد یاد می کند. 

نویسنده: ابوالقاسم فرهنگ - پنجشنبه ۳ شهریور ۱۳٩٠

 

41-مرتضی آرا _ نویسنده ،کارگردان ومدرس نمایش 03/06/1320 اصفهان – اهواز

 

مرتضی دراصفهان به دنیا آمد ولی ازکودکی دراهواز زندگی می کرد. نمایش های ((تخت حوضی ))از کودکی، ذهن او را درگیرکرد و ازهمان کودکی برای مطرح شدن به بازیگری درنمایش ،فکرکرد.در  دانش سرای مقدماتی اهواز که برای آموزگارشدن ،درس می خواند از دبیرش بینش پور شنید که ؛آموزگارباید بازیگر باشد.مرتضی راه خودرا پیداکرد.نمایش.ان زمان ،دانش سرای مقدماتی اهواز تنها چائی دراین شهر بود که سالن نمایش داشت و چون شبانه روزی بود،همیشه تماشاگراجبازی داشت و آرانمایش نوشت وبازی کرد.پس ازدانش سرابرای 5سال تعهدبه آموزش و پرورش به روستاهای اهوازرفت ولی درسال 40 بانوشتن نمایش ((بی راهه زندگی))و اچرای آن دراهوازمورد توجه و تشویق ((کتاب هفته )) روزنامه کیهان ان زمان قرارگرفت و4سال خدمت در روستا براوبخشیده شد.گروه نمایش تشکیل داد وهرجا سن برای نمایش نبود ،تل های گونی راروی هم می گذاشتند،سن درست می کردند و.به اچرامی پرداختند . البته باساخته شدن تعدادی سالن نمایش در اهواز ووجود سالن نمایش درشرکت ملی نفت دراهواز،بسیاری از اجراها درسالن صورت می گرفت.نام ((تروپ هنری آرا))که درآن زمان در اهوازمعروف بود هم ابتکارشرکت نفت دراهواز بودو آرا دراین نام گذاری نقش نداشت.تا سال 1343که آرا سرپرست امورهنری استان خوزستان شد، نمایش نامه هائی که می نوشت و درمتاطق نفتی استان اجرامی شد ،فقط برای بازیگران مرد نوشته می شد. دست رسی به نمایش نامه های زنده یاد دکترغلامحسین ساعدی ((گوهرمراد)) وبهرام بیضائی وشرایط تازه ی مشارکت زنان در فعالیت های اجتماعی ، باعث شد که شرایط برای حضور خانم ها بر روی سن فراهم شود. آرا که درآن زمان نمایش نامه های جدی را به روی سن می برد،دررادیو ارتش وبعدها رادیو 1کیلو واتی اهواز وتنها شبکه ی تلویزیونی خوزستان که به نام تلویزیون ثابت پاسال در آبادان ،وجود داشت ؛بیش ترنمایش نامه های طنز اجرا می کرد.مرتضی اراسال های عمرش راصرف تئاترکرده.شاگردان زیادی راازسال 1350آموزش داده است.داوری بسیاری ازجشنواره های نمایشی از دیگرفعالیت ها ی او است.

 

42-شامخ عبیات _بازیگرنمایش عربی و فارسی _03/06/1341سوسنگرد

 

شامخ ،ازسال 61 به کارهای نمایشی جذب شد .وی ازآقایان فرمند،عبدالحسین کرامت و غبدالامیر آشنه گر، اصول نمایش رایادگرفت.به جزکارگردانی چند نمایش ازجمله نمایش ((طارت))به زبان عربی و نوشتن نمایش نامه هائی ازجمله ((غفلت))که برنده ی بهترین متن نمایشی درجشن واره ی امورپرورشی استان خوزستان شد و نمایش سرایت و....بیش ترکاربازیگری درنمایش های عربی و فارسی صحنه ای و تلویزیونی استانی ،انجام داده است.نام برخی ازنمایش های عربی وی جهاد عشایر و ابن الحمیه و نمایش های به زبان فارسی ستون پنجم ،شیطان ،غسالخانه ، به دنبال آفتاب  وتعدادی نمایش دیگری است که  برای حوزه هنری و ارشاد کارشده است .وی که مدرک کارشناسی الهیات خودرا از دانش گاه چمران اهواز گرفته است ،بازیگری در تعزیه رانیز درکارنامه ی خوددارد.شامخ تعدادی جایزه و لوح تقدیر ازجشن واره های استانی و منطقه ای گرفته است.

 

43—محمدگله ملکی نویسنده و کارگردان نمایش 03/06/1353 شوشتر

 

محمد ازپدری مکانبک و مادری خانه دار به دنیا آمد و خود نیزمکانیک شد.ازادای حرکات وصدای  دیگران را درکودکی درآوردن ونمایش های مدرسه ای آغازکرد و تا آن جا پیش رفت که دریک جشن واره ی نمایشی 9جایزه گرفت. ،پس از پیوستن به گروه نمایشی ارشاد شوشتر در یکی  از نمایش هائی که     ابوالقاسم  غلامحیدر نوشته وکارکرده بود  به نام ((تا فلسطین آزاد شود))بازی کرد.(72).تا 77ازنمایش و هنرفاصله گرفت ودر این سال برای بازی در نمایش آوازپرجبرئیل نوشته ی سعید تشکری وکارحمید بهداروند به جشن واره ی لاله های سرخ اندیمشک راه یافت و جایزه ی سوم بازیگری راگرفت.از بازی های دیگروی بازی درفیلم ویدئوئی خونه ی بابا بزرگ نوشته و کار کمال مطًوًف ،فیلم سینمائی مسافر ری کار داودمیرباقری به نقش زائرقمی ،نقش یوسف در مجموعه ی تلویزیونی چشمان آبی زهرا کارعلی درخشی و....و....رامی توان نام برد.وی نمایش نامه های خدای یکتا ،   ستاره صبح ،    کی دارها می شکنند،    غانیه  و  سردازسبز رانوشته است و درجشن واره های گوناگون برای بازی یا کارگردانی و متن ،جایزه و لوح دریافت کرده است

نویسنده: ابوالقاسم فرهنگ - چهارشنبه ٢ شهریور ۱۳٩٠

38-زنده یاد سیدنعیم موسوی  _ شاعر _ زادروز02/06/1333 شادگان زندگی در اهوازتا روز مرگ شان05/10/1375

 

سیدنعیم موسوی یکی ازشاعران مطرح شعرسپید و نیمائی و بعدها آوانگارد دردوره ی تحصیلات دبیرستانی اش با شرکت درجلسات شعرفرهنگ و هنر اهواز به سرپرستی عبدالعلی خسروی ،مطرح شد.بعدها شعرهای وی ،علاوه برچاپ شدن درنشریات خوزستان مانند فجر ، روزان و صبح کارون ،به مجلات ادبی آدینه ، گردون و دنیای سخن راه یافت.سید نعیم که پس ازگذراندن دوره ی متوسطه رشته ی ادبی در اهواز 4ترم از رشته ی ادبیات دانش گاه تبریز راگذراند ویک سالی هم با همسرش در تهران گذراند ،باوجود بیماری لاعلاج ،بسیارفعال بود.راه اندازی نشریه ی ((ندای اهواز ))با یاری دکترسید صالح حسینی و انتشار 5شماره از آن ،برگردان سروده های نزارقبانی ازعربی به فارسی ،هم کاری با نشریه ی نگاه پنجشنبه درشیراز ؛ نقد شعر،خوش نویسی ،ادامه ی برگذاری شب های شعر نگاه پنجشنبه در خانه ی خودش و...از دیگرکارهای زنده یاد موسوی است. وی دختری به نام نوازش ازخودش به یادگارگذاشته که او هم می سراید و همسری که دفترسروده های 65 تا75 سید را بانام ((درمیان سکوتی بلند)) منتشرکرد.دفتراول زنده یاد موسوی درسال 57 با نام ((فانوس های رابطه)) منتشرشده بود.

 

نمونه کار:ازشعر درمیان سکوتی بلند از دفتری به همین نام با مقدمه ای از هوشنگ چالنگی

 

بخوابان دنیا را/ بر شانه ای کوچکتر! /که آدمی از نَفَس هاش /نیزه می خورد و/ بی عنوان /

 

 درمیان سکوتی بلند،/ می میرد!

39_بهروزروح پرور(ببرازی)_نوازنده تنبک-مدرس موسیقی و..  دزفول

 

بهروز،فرزند سلطانعلی ازنوازندگان سازقلم جفته دزفول و درعین حال پسربرادر رضاببرازی ،سرپرست گروه موسیقی ودرعین حال نوازنده ی نی انبان است.اماگرایش خود بهروز به یادگیری سازتنبک بود.از 10سالگی درتلاش یادگیری نوازندگی تنبک بود .زمانی که دردانشگاه آزادشوشتربود،به مدت 2سال با روش یادگیری سینه به سینه از عبدالکریم گچ فروش فنون عمومی تنبک زنی رایادگرفت.درهمان زمان خودش نیز به دیگران نوازندگی تنبک راآموزش می داد.ازسال 73یادگیری کلاسیک رانزد استاد بهمن رجبی آغاز کرد وهم زمان عضوگروه موسیقی ((نی داوود))شد. سال75 مدرک کارشناسی گرفت و سال76نزد کریم شفائی سوخته کاری و خاتم کاری را برای ساختن سازیادگرفت و به یادگیری تکمیلی و درعین حال غیرحضوری از جهانگیرملک پرداخت. که تا سال 79 ادامه پیداکرد.وی ازاعضای گروه موسیقی ((دل انگیز))دردزفول به سرپرستی عبدالحسین شکوفا است.ازاجراهای مطرح بهروز روح پرور می توان به اجراهای سال74در کنار جلال ذوالفنون یادمان استاد بنان  درهتل حافظ و 77 باهمین استاد ذوالفنون در تالارشابان کیش و اجرا درکنارهمایون خرم و انوشیروان روحانی اشاره کرد.وی اجراهای زیادداشته است.

 

40- سعید محمدحسنی _شاعر _ آوازخوان _02/06/1352 بهبهان

 

سعید درخانواده ای مذهبی به دنیاآمد.پدرش جعفر{24/02/1323}نوحه سراو تعزیه خوان وتعزیه گردان  بود.اولین کارهنری وی درکودکی بابازی موفق وی درنمایش نامه قلعه به کارگردانی احمد بشیری بود.این نمایش ،علاوه برانتخاب شدن در بهبهان ،به جش واره ی نمایش دانش آموزی استانی راه یافت ودر هر2 مرحله ،سعید به عنوان بهترین بازیگرخردسال شتاخته شد.درکلاس سوم راهنمائی نیزوی برای بازی درنمایش نامه ی به سوی نور بازهم کار احمدبشیری ،بهترین بازیگرنمایش مقطع راهنمائی دربهبهان شد. درزمینه ی موسیقی نیز ،سعید در14سالگی با گوش دادن به نوارهای محمودکریمی ،با ردیف های موسیقی آشتائی پیداکردو نوارهای استاد محمدرضا شجریان گوش اورابه موسیقی بیشترآشناکرد و توانست نوحه خوان مجالس و دسته های سینه زنی دربهبهان شود.یادگیری کلاسیک وی درموسیقی سنتی و ردیف های آوازی استاد نورعلی نورمند وآشنائی بامکتب آواز اصفهان  درشیرازونزد زنده یاد رضوی سروستانی ،صورت گرفت. وی که مدرک پزشکی خودرا ازدانشگاه چمران اهواز در سال 1381 گرفته است،به جزکارپزشکی درزمینه های هنری(عضویت درگروه های هنری ((نغمه)) و((چاوش ))بهبهان  وخواندن آوازدربهبهان و اهواز و...مقالاتی پژوهشی در زمینه ی شناخت گویش ها _موسیقی{مقاله ی سهراب های آینده رادریابید}و...و...به چاپ رسانده است. سعید محمدحسنی با فاصله گرفتن ازسرودن شعر درقالب های کهن ازسال73رویکردی نوگرایانه داشت .شعرهای اش به مچلات ادبی راه یافت و نمونه ی شعرش در جلد دوم ((گزینه شعرهای معاصر  به کوشش سید علی صالحی ))چاپ شد.اولین دفترشعروی به نام ((هی شب می پرد توی حرف هایم )) همزمان با دریافت مدرک پزشکی اش به چاپ رسید.. دومین کتاب در سال 1384 (که گزیده ای از شعرهای سال 1380 تا 1383 بود) به نام " ما برای اتفاق افتادیم " (نشر فرهنگ ایلیا) ، این کتاب در بدو ورود به نمایشگاه کتاب در سال 85 به چاپ دوم رسید . // ضمنا شعرهای سال 1383 به بعد هم آماده ی انتشار است .

 

نمونه شعر: بخشی ازیکی ازشعرهای وی؛    مرد ِ مُردًد رد می شود/ و به روی خودش هم نمی آورد حتا/ همین چند قرن پیش بود که/ برای خودش رد شده بود ازکنارخودش ./ _ این قصه سردرازدارد دیرمی شود/شما تا به حال به تاریخ مصرف تان نگاه کرده اید؟/ با این همه مرد ِتنها داشت جای پای اش رامرورمی کرد/......

 

نشانی اینترنتی سعیدمحمدحسنیhttp://garcia.blogfa.com

نویسنده: ابوالقاسم فرهنگ - سه‌شنبه ۱ شهریور ۱۳٩٠

27حسین مهرآذین (چهارلنگ) _نویسنده وکارگردان نمایش _شاعر01/06/1329 اهواز بزرگ شده اندیمشک

 

حسین درخانواده ای بی سواد ولی علاقه مند به دیوان های کهن فارسی به دنیا آمد.وی به ادبیات ونمایش گرایش داشت وباهمکاری درروزنامه دیواری مدرسه آغازکرد.بااستعدادی که داشت ،شعر طنزمی سرود .شعرهای وی به زودی به مجلات آن زمان مانند زن روز ، جوانان و اطلاعات هفتگی راه یافت.    هم زمان با سرودن شعر نوشتن نمایش نامه ی طنز راآغاز کرد در سال 47نمایش طنز((رجب وجبی کارمی کند ))  را نوشت وبه روی سن برد ودر آن بازی کرد.نمایش های بعدی وی معتادین (نوشته وکار) کاکلی که برای جشن واره ی فرهنگ وهنراستانی انتخاب شد و مقام دوم استانی راگرفت . و فریاد درلجن که درزندان کارون اهواز هم اجراشد.افعی طلائی علی نصیریان راهم کارگردانی کرد.و...و...پس ازانقلاب و آغازجنگ مهرآذین دقیانوس نوشته اعضای حوره علمیه قم رادر61 به صحنه برد ویکی ازنوشته های محسن پوشائی به نام ((آبی های دریائی ))که درخوزستان برای کارگردانی جایزه ی سوم راگرفت.مهر آذین (چهارلنگ )تعداددیگری کارنمایشی موفق داشته است. حسین درسال1385 مجموعه ی کامل اشعار خود را با نام(هستی ,همیشه))به وسیله ی انتشارات مرید به چاژ رساند(باساس از مهران بقائی) .ازوی شعروقصه هائی نیز درنشریات به چاپ رسیده است.  وی مدرک لیسانس ادبیات خود را از دانش گاه آزاد دزفول گرفته است.

بازهم ازمهران بقائی سپاس گذارم.

 

 

 

28 _ عبدالرضاحیات زاده (حیاتی )  نمایش نامه نویس و کارگردان 01/06/1332 اهواز

 

عبدالرضا ،کلاس پنجم دبستان بود که با خواندن کتاب ((پیرمرد و دریا))نوشته ی ارنست همینگوی به خواندن علاقه مند شد.از14 سالگی باراه اندازی نشریه دیواری دردبیرستان به گفتن شعر،نوشتن مقاله،طراحی ونقاشی روی آورد ودرنمایش نامه های رویای سفید،سگی درخرمن جا، آب وتعدادی نمایش دیگربازی کرد.ساخت یک فیلم کوتاه 8م.م وکارگردانی نمایش راهم دردوران تحصیلی دبیرستان انجام داد.وی بعدها ودردوران جنگ وپس ازجنگ آثاربسیاری رادرزمینه های دینی نوشت.این زمینه ها ازنوشتن فیلمنامه ((خاطرات زخمی یک فیلم ویدئوئی 90دقیقه ای درکنگره سرداران شهید خوزستان و کدامین چشم گواهی داد؟ویدئوئی 20 دقیقه ای سینمای جوان اهواز)تا چاپ نمایشنامه های ((لبخند بزن رزمنده  و  قاصدکها {هر2اثرچاپ کنگره سردارا ن شهید خوزستان }هم چنین بوی خوش جنگ   و فرشته ای با بالهای شکسته {هر2 اثرچاپ بنیادحفظ آثارونشرارزش های دفاع مقدس }ومسیح می گرید چاپ حوزه هنری خوزستان))وچاپ اشعار  نو وکهنه وقصه ونوحه و مراثی درنشریات گوناگون .    ازعبدالرضاحیاتی که همیشه درزمینه های مذهبی و جنگ کارکرده ،تعدادزیادی نمایشنامه به روی صحنه رفته که کارگردانی بسیاری از آن ها را خودش انجام داده وحداقل 10 دیپلم افتخار جشنواره های نمایش دفاع مقدس و استانی  ومنطقه ای و کشوری رانصیب وی کرده است.وی ازمقام های بلندپایه کشوری نیز دیپلم افتخارو....و..ذریافت کرده است.

 

29-عبدالحسین کرامت _بازیگرنمایش _01/06/1336 سوسنگرد

عبدالحسین ،هنوز کلاس پنجم دبستان بود که وارد گروه موسیقی مدرسه شد که درآن زمان زیرنظر اداره ی فرهنگ و هنراداره می شد.وی با تشویق رضا شالباف مربی این گروه به یادگیری قره نی پرداخت.ودر یادگیری تا انتخاب شدن گروه موسیقی مدرسه برای مسابقات کشوری ،پیش رفت .گروه برای اعزام 2هفته ای اجرا درکشورکویت ،انتخاب شد ولی چون عبدالحسین 2ماه ازسن قانونی خردسالان ،بزرگ تربود ازسفرباز ماند و از قره نی متنفرشد.به یادگیری ترومپت، ساکسیفون تنوروبعد آلتو روی آوردواجرای جنجالی گروه موسیقی فرهنگ وهنرسوسنگرد درروزتولد رضاشاه (به دلیل دستکاری آگاهانه درنت های اجرای آهنگ به وسیله ی رضا شالباف) به کتک خوردن و دستگیری مربی گروه موسیقی شدوگروه ،ازهم پاشید. درزمینه ی نمایش ،کرامت درکلاس اول دبیرستان (هفتم قدیم) درنمایش دانش آموزی ((گندم های خونین))کارعلی فلاح درنقشی کوتاه به روی سن رفت و به نمایش گروید. بازی وی،درنمایش گرداب  به کارگردانی عبدالنبی حلًالی باعث شد که وی به عنوان بازیگربرتر دربسیاری ازمسابقات نمایش استانی ،منطقه ای و حتی کشوری( یادواره شهید مدنی) مطرح  شود .وی همچنین برای کارگردانی نمایش انتظاربه عنوان کارگردان اول مسابقات استان خوزستان و کارگردان دوم درجشن واره ی منطقه ای نمایش شناخته شود

 

30–فرهاد یزدانفر _بازیگرنمایش و آوازخوان01÷/06/1339  خرمشهر

 

فرهاد درخرمشهرودرخانواده ای فرهنگی به دنیا آمد  ولی به دلیل شرایط جنگ ،بخشی اززندگی اش رادر استان بوشهر گذراند. 13 ساله بود که آموزگارش امراله الهی وی رابرای بازی درنمایش مدرسه ای انتخاب کرد  و ازآن زمان به بعد وی به کارهنری پرداخت .درکارنمایش از امراله الهی ،عدنان غریفی ،قاسم غریفی ومجید جعفری ،آموخت.وی علاوه بربازی درنمایش نامه های سربداران ،پروازفرشتگان ،لیل بی گناه، بازگشت ،توطئه،باشومه سر،فاطوتک و.....نمایش نامه ی اماره رادرسال 64 نوشته ،کار و بازی کرده است.  یزدانفرچندین اجرای ترانه و آواز داشته که ازجمله ی آن ها اجراهای تالاروحدت کمینگاه ،وحدت و همچنین شکوفه ،اجرای سرود رهبرما خوش آمدی درآبادان و سرود کیش درکیش.بازی درفیلم کوتاه فاکتور وفیلم داستانی پرواز گزارشگری ،تهیه کنندگی برنامه های رادیوئی در رادیوهای بوشهرو آبادان ازدیگرفعالیت های او است. وی که تحصیلات خودرادررشته ی تئاتردانشکده هنرهای زیبا پس ازچند ترم رهاکرد،مسئولیت هائی در حوزه هنری و ارشاد بوشهر وخرمشهر داشته وبه عنوان بازیگرجوایز و دیپلم افتخارنیزگرفته است.

 

31-محمد تقی بساک – بازیگرنمایش _ 01/06/1342  اندیمشک

 

وی فعالیت هنری خودرادر دوره ی تحصیلی راهنمائی و با بازی در نمایش های میان پرده ی طنز آغازکرد. پس ازدریافت مدرک دیپلم متوسطه ،از زنده یاد بهمن عیوق که درآن زمان دراندیمشک زندگی می کرد ، اصول نمایش را یادگرفت .وی که ازبنیان گذاران تئاتردفاع مقدس دراندیمشک است در نمایش های مختلف و چند فیلم کوتاه و طنز تلویزیونی بازی کرد.بازی درنمایش های تلویزیونی آدم آهنی  و   قلم خودنویس آقای رئیس (2قسمت ازمجموعه ی جنگ 1+20) ونمایش های صحنه ای  تیسو    و   آب یار (هر2 از کارهای محسن پوشائی )چشمه خورشید زنده یاد بهمن عیوق و سوار   (کار اسماعیل فیروزی )

 

32 –شمسی پورمحمدی_شاعر_01/06/1344  اهواز

وی پس ازگرفتن مدرک دیپلم اقتصاد در اهواز وارد دانشگاه الزهرا درتهران شد ودوره کارشناسی خودرا دررشته ی علوم اجتماعی باگرایش جامعه شناسی گذراند .شمسی اولین شعرخود را درقالب غزل به نام ((آزادی )) در زمانی که هنوز دوره ی راهنمائی تحصیلی رامی گذراند،سرود. سرایش درقالب های ((کهن)) تا دوره ی دانشجوئی وی ادامه داشت.روی کرد تازه ی شعری پورمحمدی از مثنوی و غزل به سوی شعر نیمائی و سپید بود.چاپ اولین شعر وی در روزنامه ی سلام بود.بعدها به جزنشریات محلی خوزستان ،مجلات ادبی عصرپنجشنبه ،دنیای سخن ،کارنامه و...نیزازاو شعر چاپ می کردند.وی درسال 73که در اهواز دبیر دبیرستان بود،امتیازنشریه ی محلی _استانی خوزستان به نام روزان راگرفت .بعدها مجوز این نشریه کشوری شد.درسال 77 توانست مجوز نشرلاجورد رانیزبگیرد .از پورمحمدی کتاب های سرخ درسرانجام اردیبهشت در سال 79و همچنین ازمن به روایت و رویادرسال80 هر2به وسیله ی نشرلاجوردبه مدیرمسئولی خودش به چاپ رسیده است.کتاب دوم وی برنده ی جایزه ی ادبی مجله کارنامه درسال 81شد.ایشان اکنون درتهران زندگی می کنند.

33-مسعود سیفی  __شاعر01/06/1345 اهواز –ساکن بهبهان

مسعود در یک خانواده ی سنتی دراهواز به دنیا آمد.از15سالگی شعرکلاسیک می سرود ودرمحافل شعری اهواز شرکت می کرد ولی کم کم به سرودن شعر سپید گرایش یافت.وی که در همایش های شعری خوزستان (ماه شهر –شوش – اهواز –بهبهان- دزفول و...)شرکت فعال داشت درسال 1378اولین مجموعه ی شعرهای کلاسیک و سپید خود را با نام ((چیزی برای گفتن ))با شمارگان2000 نسخه و64ص منتشرکردوی ازسال 1377 در بهبهان زندگی می کند.

34-کمال مطوف—سازنده فیلم های کوتاه_ 01/06/1345  شوشتر

 

کمال درخانواده ای مذهبی به دنیا آمد .تجربه ی بازی درنمایش کمی داشت ولی به سینما علاقه مند بود.به همین دلیل زمانی که دوره تحصیلی کاردانی را درسمنان می گذراند تقاضای انتقال محل تحصیل خود را برای ادامه تحصیل درشهرستان دزفول داد تا بتواند هنرجوی انجمن سینمای چوان دزفول شود.عکاسی رادراین کلاس ها ازحمید تجلی فرد،طراحی فیلم را از بهزاد آوری و فیلم نامه نویسی را از احمد بهمن وبهزاد آوری یاد گرفت.اولین تجربه اش درزمینه ی فیلم ،نوشتن فیلم نامه ای به نام ((هنگام خشم ))بود که براساس قصه ای از آذریان نوشته شد.این فیلم 20دقیقه ای سوپر8 به پنجمین جشن واره ی سینمای جوان استان خوزستان راه یافت.کمال ،برای کسب تجربه ،مدت ها به عنوان یکی ازعوامل صحنه برای حسین لطیفی درفیلم betacam((شب بارانی))،برای مهردادخوشبخت در فیلم های  جنایت موجه ونان آور ،برای خسروسینائی در ازقطره تا دریا ،همکاری در سریال 7قسمته ی چشمان آبی زهرا و.....و...کارکرد.ازکارهای وی می توان به این آثاراشاره کرد:خونهء بابا بزرگ که درجشن واره ی سینمای اجتماعی آبادان مطرح شد وتلویزیون آن را خرید لولوخورخوره که درجشن واره ی منطقه ای همدان به وسیله ی تماشاگران برگزیده شد و داوران آن را  تقدیرکردند،احسان ،چرخ و انار و...)همه به روشs-8)که هرکدام ازاین هادرجشن واره ها مطرح شد. کمال مطوًف مدرک کاردانی آموزش ابتدائی از تربیت معلم دزفول دارد.

35-محمدحسین ناجی _بازیگرنمایش –عکاس_01/06/1346_ دزفول

 

وی فرزندماشاءاله ناجی است که دردهه سی برای بازکاشت نی ِ قلم نی ِ پرآوازه ی دزفول تلاش بسیارکرد. محمد حسین از کلاس پنجم ابتدائی به گروه نمایش دانش آموزی پیوست و در این راه آن قدر کوشید که بین سال های 64 تا 67 در مسابقات نمایش دانش آموزی استانی برای بازی ویاکارگردانی نمایش 4 مقام اولی را درکارنامه ا ش جاداد.وی که ازمجروحان جنگی است،ازسال 67 به کارهای نمایش کمدی صحنه ای و تلویزیونی رو آورد .دست آورد وی دراین دوره ،نویسندگی وکاروبازی درنمایش های گداعلی   نوزادپسر و نفتی است که از سیمای خوزستان پخش شده است. وی که در دوران خدمت سربازی اش کارعکاسی و فیلم برداری می کرده درنمایشگاه های عکاسی جمعی در مشهد (75) وهم چنین دزفول ،شرکت داشته و عکاس اداره ارشاد دزفول است.((نخل سوخته نوشته ی علی ((نخل سوخته)) نوشته ی علی غلامی کار تعزیه ی ((شیی با حر))نوشته ی عبدالحسن اطمینان زاده،((تلاقی ))نوشته    عاشوری  ازنمایش نامه هائی است  که کارگردانی کرده است.

 

 

36-سیدمحمد حجاز_خوش نویس _01/06/1353 دزفول

 

سید محمد درخانواده ای مذهبی به دنیا آمد. وی ازکودکی به نوشتن خط خوش گرایش داشت و آن قدرروی درو دیوارووسائل خانه اش نوشت و ادامه اش رابه روی کاغذ نوشت تا بدون دیدن آموزش مستقیم از استاد مدرک ممتاز خوش نویسی اش را از انجمن خوش نویسان ایران بگیرد .سید محمد که اکنون سال ها است ، آموزش دهنده ی خوش نویسی دردزفول است ،به جز برگذاری نمایشگاه ،درمسابقات خوش نویسی استان خوزستان نیز شرکت کرده و مقام هم گرفته است (ازجمله مقام دوم استانی )..سیدمحمد امسال توانست مدرک فوق ممتاز خودرا نیز بگیرد.به ایشان شادباش می گویم واز جناب مهران بقائی که آگاهم کردند ازاین خبرفسپاس گذارم.

 

37-دیوان دریس _موسیقی_01/06/1553 _ آبادان

 

دیوان درآبادان به دنیا آمد .چون جنگ درگرفت به همراه خانواده درشیراززندگی کرد و تا دوره راهنمائی درس خواند .پس ازپایان جنگ درسال 68بازبه آبادان برگشت.از62نوازندگی ضرب و تمپو راسینه به سینه یادگرفت.یادگیری اش رادرهمه ی سازهای کوبه ای ادامه داد. درگروه موسیقی بندری مروارید (مروارید سیاه)زیرسرپرستی علی خواچه آغازبه کارکرد .گروه یادشده درجشن واره های موسیقی آبادان ،خوزستان ، منطقه ای و کشوری چنان درخشید که برای اجرادرجشن واره ی موسیقی درکشورفرانسه ،برگزیده شد.در این گروه که بسیار زود با اجراهای زارگونه و پرشور بندری ،به جشن واره های گوناگون راه یافت و دعوت می شد ،دیوان به شکل ضمنی سرگروه بود و چون توانائی نوازندگی سازهای گوناگون کوبه ای را درحین سرخوشی رقص ((زار))داشت،مورد توجه زیاد داوران و تماشاگران بود.

-

نویسنده: ابوالقاسم فرهنگ - شنبه ٢٩ امرداد ۱۳٩٠

25 _ هوشنگ چالنگی _ شاعر29/05/1319مسجدسلیمان  - اهواز

 

هوشنگ چالنگی درمسجدسلیمان به دنیاآمد.ولی ازسال 1351ساکن اهوازشد.چالنگی که بانام((چالنگ)) بامجله ی  توفیق کارطنزمی نوشت وتا پیش ازسال1340غزل و2بیتی های اش درمچلات جوانان و اطلاعات بانوان چاپ می شد درشعرنوکسی شد که زنده یاد احمد شاملو گفت؛ شعرچالنگی چون کوچ ایل عشایر، مخاطره برانگیز است.

 

چالنگی که 2نوول چاپ شده درمجله ی خوشه دارد درمجله ها ی فردوسی وخوشه همکاربودوبافریدون گیلانی - ایل بیگی- زنده یادها ابوالقاسم حالت ودکترغلامحسین ساعدی همنشینی و همکاری داشته است .وی هم چنین ازطریق زنده یادنجف دریابندری وجهانگیرافکاری به استخدام موسسه انتشارات فرانکلین درآمد وزیرنظرسعیدی سیرجانی و  برای همکاری درتهیه ی انسکلوپدیاهمکاراحمدشاملو شد.ازوی شعرهای زیادی درنشریات هنری مطرح پیش وپس از انقلاب ،چاپ شده است.نزد عباس  پهلوان درمجله ی فردوسی بوده است. چالنگی یک سفر8 ماهه به هندوستان درسال48  داشته و.درتعدادی نمایش بازی کرده است(دردوره ی دبیرستان ).اولین مجموعه شعر وی درسال که ازشعرهای قدبمی اش گردآوری شده بود بانام((زنگوله تنبل))چاپ شد که متاسفانه مشخصات کتاب در اختیارنبود.    

توضیح : بنا را بر این گذاشته ام که دوستانی که تارنما و یا وب گاه دارند،در ضمن معرفی زندگی نامه شان، نشانی اینترنتی ایشان را برای دست رسی به تر خوانندگان زندگی نامه ی هنرمند بنویسم و به حرمت جناب چالنگی اولین نفر ایشان باشند ولی درتارنمایشان2بار برای ایشان یادداشت گذاشتم که مشخصات کتاب هایشان را ایمیل فرمایند ،یا ندیده اند یادیده اند و اعتماد و یا اعتنا نکرده اند .به نظر می رسد ازچالنگی کتاب دیگری نیز منتشرشده است.

26_مجیدزمانی اصل_شاعر29/05/1337_ اهواز

 

مجید گرایش خودرابه ادبیات ،بازتاب علاقه به دبیر ادبیات اش به نام زنده یادنصرت اله رئیسی می داند.بنا به گفته های مجید،زنده یاد رئیسی ،مترجم دانش نامه ی آکسفورد به فارسی و شاعرکتاب های ((غزالان دشت ها )) و((اعترافات ))است وهمچنین مترجم چندین کتاب است.به هررو اولین شعر زمانی اصل که باعث مطرح شدن وی شد،((جویبار))نام داشت که دررادیونفت آبادان دربرنامه ای زیرنظرزنده یاد مهدی اخوان ثالث و کاظم کریمیان ،در سال 56خوانده شد.وی اولین دفترشعرش را در 30صفحه درسال 58دراهوازمنتشرکرد.نام این دفتر((و عابری به جای من گریست ))بود.این کتاب درمجله ی نگین درسال 58 زیرنظرنصرت اله رئیسی درصفحه شعرمعرفی شد.ازکتاب های دیگروی می توان به ((خوابی در آینه))در108صفحه سال 75به  وسیله ی سوره و ((مزامیرپیاده رو))در100ص به وسیله ی نشرآیات اهواز درسال 76اشاره کرد.مجید که دراهوازبه کارفروش کتاب درپیاده رو مشغول است،درکارنقد دستی دارد.ازوی نقدها وشعرهای زیادی در مجلات ادبی کشوروخوزستان به چاپ رسیده است.


نویسنده: ابوالقاسم فرهنگ - پنجشنبه ٢٧ امرداد ۱۳٩٠

24 _ماهدخت فارسانی _کارگردان نمایش های عروسکی 27/05/1340هفتکل _ اهواز

 

ماهدخت درخانواده ای شرکت نفتی به دنیا آمد تا کلاس اول دبستان درهفتکل،کلاس دوم دبستان درمسجد سلیمان وازسال بعد دراهواز زندگی کرده است.وی عروسک سازی ونقاشی رنگ روغن رادردوره ی راهنمائی تحصیلی ،خودانگیخته وبادلگرمی مادرش آغازکرد.سال 1362باشنیدن اطلاعیه ای ازرادیو اهواز به یادگیری  تئاترعلاقه متدشد ودردوره ی 6ماهه ی نمایش زیرنظراساتید آن زمان نمایش دراستان خوزستان(خانم بدرالسادات برنجانی ، نعمت اله لاریان ،عبدالرضاحیاتی  ، فرهادمهندس پورو..)اصول اولیه ی نمایش رافراگرفت ودرعین حال ازامکانات آموزشی وکلاس های دیگرهم به شکل پراکنده ،اموزش می دید.درطی سال های 1363تا65 که بامدرک فوق دیپلم درکانون پرورش اهوازاستخدام می شود،درحوزه هنری اهواز بازیگرتعدادی کارنمایشی بوده.ازسال 65کارگردانی وعروسک سازی نمایش های عروسکی  ((گرگ خسته))  65 ((خرگوش ها)) 66 وهمچنین (( فری به آسمان می رود)) ((سفرجادوئی)) و....به عهده می گیرد.72 تا79درتعدادی نمایش رادیوئی به کارگردانی ترکالکی(بزرگمهر) بازی می کند  

نویسنده: ابوالقاسم فرهنگ - سه‌شنبه ٢٥ امرداد ۱۳٩٠

23 _ابراهیم(رحیم ) تدین –خوش نویس 25/05/1337  بهبهان

 

رحیم درخانواده ای به دنیا آمد که خوش می نوشتند .پدربزرگ پدری اش خط ریززیبا داشته وپدرش نیز سیاق می نویسد.وی نی ازکودکی خوش می نوشت ولی آموزش های اولیه ی خوش نویسی رازمانی که درشهرستان  ماهشهرآموزگاربود نزد     ولی پور(مسئول انجمن خوش نویسی )،فراگرفت .ولی پورآموزش رحیم راتا دوره ی عالی برعهده داشت سال 1370به بهبهان منتقل شدوبه گونه ی مکاتبه ای ،شاگرد استاد احمد فلسفی بود تادر سال77،توانست مدرک ممتازنستعلیق خودرابگیرد.ابراهیم تدین که درسال 75 دانشنامه ی کارشناسی آموزش ابتدائی رادر اهوازگرفته است ،هم به عنوان دبیرهنردبیرستان های بهبهان وهم به عنوان مدرس انچمن خوش نویسی به دیگران آموزش می دهد.رحیم تدین یادگیری راادامه داد تا مدرک فوق ممتازخوش نویسی راهم بگیرد.وی درنمایشگاه های خوش نویسی ایذه – باغملک –ماهشهروبهبهان شرکت کرده ونمایش گاهی انفرادی به نام آئینه ءصبح رادرسال 78 دربهبهان راه اندازی کرده است.

نویسنده: ابوالقاسم فرهنگ - دوشنبه ٢٤ امرداد ۱۳٩٠

22 _سیدمحمدمرعشی _خواننده -24/05/1337شوشتر _ اهواز

 سیدمحمد درخانواده ای کارمند وعلاقه مند به موسیقی درشوشتربه دنیا آمد.برادرش آوازمی خواند و محمد نیزدوستدارخواندن شد.درآن زمان هنوز((اُس عَدُل ))یعنی عبدالمحمد برجسته {تارنوازمطرح شوشتر)،زنده  بود ومحمد به شاگردی وی وشاگرد اس عدُل یعنی احمد علی کامران فردرآمد..زمانی که دبیرستانی بود به گروه موسیقی مدرسه پیوست ،درمسابقات دانش آموزی شرکت کرد ورتبه ی اول آوازرا درخوزستان به دست آورد.ازسال 51باکوچیدن به اهوازدوره ی دبیرستان راادامه داد ودرسال 56 دیپلم گرفت.تا سال 68 کارهنری نکرد ولی دراین سال درگروه موسیقی سنتی ((برجسته ))که زیرنظراحمد علی کامران فراداره می شد،باردیگرشروع به فعالیت کرد..این گروه درسال 78تعدادی کارموسیقی برای صدا وسیمای خوزستان ضبط کرد که ازشبکه ی استانی پخش شد.مرعشی درمسابقات هنری خوزستان درسال70 به مقام اول اوازدراستان رسید.وی در تالارهای شهر _آفتاب و تالارنفت اهوازاجراهائی داشت .از آوازهائی که ازشبکه استانی پخش شده،می توان به اهنگ های  شیدای گیتی _ گل بهار و روز آشنائی ،هر3 ازساخته های نوید نقیبی نام برد.

نویسنده: ابوالقاسم فرهنگ - شنبه ٢٢ امرداد ۱۳٩٠

 

20 _نادرشیرازی _نوازنده تار وسه تار22/05/1322 تهران  _ اهواز

 

نادرشیرازی که از10سالگی به دلیل کارتجاری پدرش دراهواززندگی می کند،از6سالگیشاگرداستاد اسماعیل خان کمالی ازدوستان درویش خان ونی داوودی (که پدربزرگ مادری نادربوده )نوازندگی تاروسه تاررایادمی گیرد.استفاده ازآموزش های استادجلیل شهناز و استادعبادی درکودکی ازدیگرامکانات یادگیری نادرشیرازی بوده .درسن 16سالگی دوره های عالی ردیف   نوازی رادراهوازونزد استاد البرز(ازشاگردان استاد ابوالحسن صبا) در اداره فرهنگ وهنر،یادمی گیرد.وی برای یادگیری دوره های عالی ترردیف نوازی ،شاگرد به تهران می رود.یک سال هنرستان موسیقی می خواند و6سال هم ازآموزش های بالا زاده و فراهانی استفاده می کند. نادرشیرازی برای تحصیل دررشته ی مهندسی سیویل از سال1361 راهی کشورسویس می شود ودردوران تحصیل ،علاوه براجراهائی دررادیو و تلویزیون سویس،درکشورهای فرانسه ،هلند و آمربکا کنسرت های زیادی برگذارمی کند.نادرشیرازی ازسال 1373به آموزش شاگردان بسیاری همت می گمارد که ازدل آن ها نیز نوازندگان چیره دستی پرورش پیدا می کنند.نادرشیرازی که3 دخترنوازنده اش(صفوراوسالومه {نوازنده تار}و سپینود {نوازنده سه تار}) رانیز آموزش داده است، درگروه ماهوران(کاظم پوره)وگروه  محمدشیدافعال بود واجراهای زیادی دارند.  

 

21 _ناصر امامی _ نقاش22/05/1335 آبادان

 

ناصرامامی دریکی ازخانواده های آبادانی به دنیاآمد.پدرش سردفتراسنادرسمی بود.  .زمانی که کلاس دوم ابتدائی بود ازوجود معلم موقت کلاس که خوش خط بود بهره برد وبعد نزد آقای سپرویزان کلاس خوش نویسی دید. کلاس چهارم دبستان بود که به نقاشی علاقه مند شد.اوایل با پاشیدن امشی بر روی کاغذ کپی کاری کرد وبعد با نگاه کردن کپی می کرد تا کم کم یادگرفت که به شکل مستقل کارکند.درکلاس اول دبیرستان درمسابقات نقاشی آموزشگاهی آبادان_دررشته ی سیاه قلم _ اول شد و درمسابقات اموزشگاهی استانی خوزستان به مقام دوم زسید.سال 1355درمسابقه استانی اول شد.به اردوی سراسری هنری کشوری دانش آموزی  رامسر راه یافت و درسطح کشورسوم شد.در سال 56 دیپلم طبیعی خود راگرفت و دردوره ی سپاهی دانش ،چون محل خدمتش درمحیط زیبای  سرپل ذهاب بود ازطبیعت بهره گرفت .ازسال 58تا 61هیچ کارهنری نکرد.ازسال61ازطریق مطالعه کتاب های هنر به مدت 6سال _ترکیب بندی و فیگوراتیو- رایادگرفت وتوانست درسال1366بارتبه50کشوری کنکوربه رشته نقاشی  دانشکده هنرهای زیبا راه پیداکندودررشته ی نقاشی ازدانشگاه هنرتهرانفف.ناصرامامی درتهران به عنوان طراح وگرافیست آموزش وپرورش منطقه14تهران ،فعالیت هنری داشت.رساله ی دانشگاهی اش رادرزمینه ی بررسی تاثیرمهاجرت درکارنقاشان نوشت.سال ها است به کارنقاشی و آموزش وداوری مارغ التصیل شد.سابقات هنری استانی مشغول است.

نویسنده: ابوالقاسم فرهنگ - جمعه ٢۱ امرداد ۱۳٩٠

19 _عبدالرضا سواعدی _نویسنده و کارگردان نمایش21/05/1347آبادان

 

عبدالرضا درسال 1364شاگرد کلاس آموزش نمایش نعمت اله لاریان می شود.ازسال 70 که به شکلی جدی به کارنمایش می پردازد سالی یک و گاهی 2نمایش نامه رامی نوشته وکارگردانی می کرده.وی یکی ازشرکت کنندگان ثابت جشنواره های استانی ومنطقه ای و کشوری است وبه عنوان نمونه نمایش بخوان کرخه در79 توانست 11جایزه ی جشنواره نمایش استان خوزستان و 5 جایزه ی جشنواره نمایش منطقه ای بوشهر رابگیرد.عبدالرضا که درس خواندن را درحدسیکل اول دبیرستان رهاکرده فیلم مستند((فاضلاب))وفیلم های کوتاه 40دقیقه ای ((سکوت تصویر))به شکل ویدیوئی وفیلم 23دقیقه ای ((قیسه )) راساخته در2 قسمت سریال تلویزیونی ((خاک سرخ))ابراهیم حاتمی کیا بازی کرده است.کارهای نمایشی این عکاس و خبرنگارعبارت است از:نوشتن اولین نمایش نامه درسال 70به نام ((بازهم آبادان )) که این نمایش رامحسن حاتمی نژاد کارگردانی کرده است.بقیه راخودش نوشته و کار و گاهی بازی هم کرده است.((نه همین لباس زیباست))

((  پاسخ ناپذیر)) با برداشت ازقصه ای به همین نام از نادرابراهیمی نشانی (( بازیگران صحنه ء خاموشی))  ((نوشتن درخفا))و....و....(( بچه گنجشک ها)) و(( کاست هشت))و.... و...

نویسنده: ابوالقاسم فرهنگ - چهارشنبه ۱٩ امرداد ۱۳٩٠

18_ساسان اشکش _بازیگروکارگردان نمایش و فیلم

کوتاه_19/05/1355الیگودرز_مسجدسلیمان

 

ساسان اشکش درخانواده ای ناآشنا باهنربه دنیاامد.از5سالگی به همراه خانواده به

مسجدسلیمان رفت ودرهمان شهرزندگی کرد.به شکلی اتفاقی دردبیرستان به دلیل

علاقه به ادبیات و نمایش ،کارگردانی نمایش ((حصاردر حصار))نوشته ی محسن

مخملباف را انجام داد وسرپرست گروه نمایش دبیرستان شد.سال 72مسئول واحد هنری

ناحیه 2 سپاه مسجدسلیمان شد.ازاحمدرضانصوحی و سیف اله احمدی نمایش وسینما

راآموزش دید وهم زمان به شکل مکاتبه ای هنرجوی دانشگاه رسام هنرشد تا کارگردانی

سینما رابهتریادبگیرد.سال 73نمایش نامه ی ((شهید ))رانوشت وکارکرد.سال 74فیلم

کوتاه 5دقیقه ای ((کارگاه ))رابه روش سوپر8 ساخت.ودر همان سال کانون فیلم

مسجدسلیمان رازیرنظر سیف اله احمدی راه اندازی کرد.فیلم 10دقیقه ای v.h.s((امید))

رانوشت و کارکرد.این فیلم جایزه ی ویژه ی نگاه انسانی جشنواره فیلم استانی ((بلوغ

))رادرمسجدسلیمان گرفت وبه بخش جنبی جشنواره کشوری ((رشد))راه

یافت.ازدیگرکارهای هنری ساسان اشکش می توان به این موارد اشاره کرد:

 

درزمبنه فیلم؛ ((نشانه های سنگی))30دقیقه s.v.h.s/((خرزهره های زمان ))30دقیقه

v.h.s/کارگردانی فیلم 30دقیقه ای ((رازبقا))نوشته شیروان نصراله پوربازی درفیلم های

کوتاه((هراس))نوشته وکارسعیدمولائی وهمچنین بازی در2فیلم کوتاه ازساخته

هایپژمان اله مرادی به نام های((اما پدر،عاشق معرکه بود))و((کجاست سایه ؟))

 

درزمینه نمایش:کارگردانی 2نمایش ((گل ونی))و ((عروسک کوکی ))ازنوشته های

 کورش سروش پورو نوشتن وکارگردانی نمایش های ((معلم شهید))   - ((راست

قامتان)) –((ناقوس مرگ))و......و....

 

وی که سروده ها وقصه هائی درنشریات به چاپ رسانده است،چوایزوتقدیرنامه هائی

درزمینه ی نمایش و فیلم درچشنواره های گوناگون استانی ،منطقه ای وکشوری گرفته

است.

نویسنده: ابوالقاسم فرهنگ - سه‌شنبه ۱۸ امرداد ۱۳٩٠

بازهم درود برشما!!

 

برای  بهبود ودرست نویسی اطلاعات دوستان هنرمند،درپایان هرماه،نام دوستانی

که زندگی نامه ی آن ها در ماه بعد،قرار است،نوشته شود،اعلام خواهدشد.

نویسنده: ابوالقاسم فرهنگ - شنبه ۱٥ امرداد ۱۳٩٠

15_مهدی رستگار_شاعر و قصه نویس – زادروز15/05/1321بوشهر---مرگ روز27/11/1381اهواز

 

زنده یادمهدی رستگارتا پایان دوره اول دبیرستان رادر شهرستان زادگاه اش ،بوشهرگذراند .به دانشسرای مقدماتی شیراز رفت.درشیرازآموزگارشد.دیپلم ادبی گرفت.به خارگ رفت.درسال 1344 کارشناسی ادبیات دانشگاه تربیت معلم شیرازراگرفت.1352به اهوازمنتقل شد و درکناردبیری آموزش وپرورش؛همکارصداو سیمای اهواز شد.ششم ابتدائی بودکه برای سرودن شعری مورد تشویق آموزگارش قرارگرفت.دردهه ی 40شعروقصه های اش در مجلات فردوسی ،تماشا، کیهان وخوشه ؛چاپ می شد.1346اولین مچموعه ی قصه اش رابه نام ((قصه های مدرسه ما ))درسطحی محدود منتشرکرد.نوشته های دیگرزنده یاد مهدی رستگاراین ها است:

1_مجموعه ی شعرنو((آن سوی خورشید))148صفحه – نشرپاسارگاد شیراز1347_2-ده دروازه و آهوی غزیب –نشر پاسارگادشیراز56صفحه – 1349

 

مقاله:انسان وفلسفه در شعرحافظ –دریافت تشویق نامه ازسوی سازمان یونسکو1376

 

نمونه شعر:    درسفرخاطرم ازدست برفت/شعرغربت زده ام در دل هرسنگ شکست/من چه می دانستم /که سفرراه فراموشی نیست/اینک آهنگ دگر سازکنم /بادلی خسته به دامان توپروازکنم /بازمی گردم و می آیم باز/باری آورد فراموشی درد/این سفر معچز افسانه نداشت/درد دوری به دلم خانه نداشت/این سفردرد فراقم آموخت/آتشی بود سراپایم سوخت

 

16 _هوشنگ شاهین زاده _حجم ساز15/05/1332ماهشهر-ساکن اهواز

 

شاهین زاده درخانواده ای شرکت نفتی به دنیا آمد.ازکودکی به ساختن وفروش اسباب بازی کودکانه روی آورد.درنجاری ،شاگردی کردونجاری ،خراطی وکارباچوب رایادگرفت.بعدها نازک کاری ،مشبک ومعرق باچوب رانه تنهایادگرفت ،بلکه به آموزش رشته های هنری روی چوب پرداخت.هوشنگ شاهین زاده که دیپلم طبیعی داردعلاوه برمجسمه سازی ،دستی درادبیات (نوشتن قصه وسرودن شعر)داردوشعرهاوقصه هائی از وی درنشریات به چاپ می رسد.وی دربیش از20نمایشگاه جمعی هنرهای تجسمی درشهرستان ،استان خوزستان وکشوری شرکت فعال داشته وکارهای حجمی وی به بینال های 74 و 78درتهران راه یافته است.  هوشنگ شاهین زاده،گرایش کارحچم خودراپساساختارگرامی داند.

 

17 _محمدرضاصانعیان بازیگرنمایش 15/05/1332 دزفول

 

محمدرضا اولین بازی نمایشی خودرادردبیرستان ودرنمایش((طلوع )) انجام داد.سال بعددرنمایشی به نام((وقت خنکی سر ِشب))نوشته ی احمدبیگدلی وکارگردانی غلامحسین ضیاءپور بازی کرد.این نمایش به وسیله تلویزیون ،ظبط و ازشبکه ی ملی پخش شد.بازی درنمایش تلویزیونی ((بالن))نوشته ی احمدبیگدلی وکارغلامحسین ضیاءپور،راهیابی به اولین جشنواره تئاتر شهرستان ها درتهران درسال 1354با بازی درنمایش ((سنگواره))ن.بیگدلی ک. ضیاء پور وچندین نمایش دیگر،ازجمله کارهای هنری پیش ازانقلاب صانعیان است. وی تا 67 کارهنری نکرد وبامدرک فوق دیپلم ابزاردقیق درکشت وصنعت کارون کارمی کرد.67 دریک جُنگ مناسبتی(دهه فجر)بازی کرد وازسال 68به بعد با بازی درنمایش های گوناگون به جشنواره های مختلف استانی ،منطقه ای و کشوری فجرراه پیدامی کند.صانعیان موفق به دریافت جوایز و تقدیرنامه شده است.

 

نویسنده: ابوالقاسم فرهنگ - جمعه ۱٤ امرداد ۱۳٩٠

14_کریم کریمی پور(آرین) _ شاعر_قصه نویس وتئاتری 14/05/1329 بهبهان

 

کریم درخانواده ای کم درآمد دربهبهان به دنیا آمد.پدرش طبع شعرداشت و این توانائی درسن نوجوانی کریم ،خود رانشان داد.اولین رباعی اودر13سالگی دربخش دریچه مجله تهران مصوربه چاپ رسید.ازآن پس ،مجلات زن امروز- جوانان امروز- امیدایران – صبح ایران – نوای ملت – و رنگین کمان ،جایگاه چاپ قصه ها و سروده های وی شد.در19 سالگی مجموعه ای ازاشعارنیمائی وقصه وغزل ازوی بانام دیدار درشب به چاپ رسید.درسال بعدمچموعه ی قصه ای به نام  مرثیه ای برای سکوت ازوی منتشرشد.درسال 1354ازدانشسرای راهنمائی اهواز،فوق دیپلم خود رادریافت کرد.وی قصه های وشعرهائی به صورت پراکنده درنشریات منتشرمی کرد. ازسال 62به نوشتن وکارگردانی نمایش روی آوردکه دست آوردآن نمایش نامه های ((دنباله خورشید))62((گرازها))63((نیمروزخونین ))و((دل های منتظر))هر2 درسال 68((آخرین بازی ))76بود.نمایش آخربرای بهترین متن نمایشی ،تقدیرشد وجایزه ی بهترین کارگردانی رادرجشنواره نمایش استانی درمسجدسلیمان راگرفت.

نویسنده: ابوالقاسم فرهنگ - جمعه ۱٤ امرداد ۱۳٩٠

 

 

5 _مصطفی عطائی کچوئی – بازیگرنمایش 05/05/1332 اهواز

 

مصطفی که ازسال 1354تا 1378کارهنری نکرده ودوباره فعال شده ،ازکودکی به کارنمایش علاقه مندبوده است. وی بازیگراولین فیلم های انجمن سینما ی جوان اهوازبود که کارعلی کشمیرزاده بود.درگروه مرتصی آرا بازیگرنمایش بود و درنمایش های  سگی درخرمن جا نوشته نصرت اله نویدی و افعی طلائی هر2 به کارگردانی مرتضی آرا درسال 52 به صحنه رفت .ازدیگرکارهای هنری وی کارگردانی نمایش  شاه وگدا نوشته ی برتولت برشت(؟)درسال 1353در آبادان /بازی درتله تئاتر شهر نارنج و ترنج  نوشته ی زنده یاد علی حاتمی و کار سهراب اعزازکه به جشن فرهنگ و هنر سال54 شیراز راه یافت،بازی درنمایش دیوار نوشته  ژان پل سارتر وکار سهراب اعزاز ،است.سال 78 باردیگربازیگرنمایش شد ودرنمایش نامه های رازسپهر- شیخون زاگرس – مرگ درمطبخ – سایه ای پشت پنجره – مهمان سرزمبن خدا(هر5نمایش کار منوچهر بهارلوئی )و فیلم داستانی شب ومه (81 تلویزیون)ویک قسمت ازمجموعه تلویزیونی شباهت ،وفیلم سینمائی سفربه چزابه نوشته وکارمحمدحسن حقیقی بازی کرد.

6_غلامرضا بشیری  بازیگر و کارگردان نمایش 05/05/1337بندرامام(سربندر)

 

  دربندرامام به دنیا آمد ولی بخشی ازدوران نوجوانی اش رادرآبادان گذراند.

درماهشهر،دیپلم گرفت و70واحدادبیات فرانسه راد ردانشگاه اهوازگذراند و انقلاب

فرهنگی اورا ازادامه درس بازداشت.

پیش ازانقلاب بازیگرنمایش نامه های ((آدم،آدم است)) و((قاعده واستثناء)){نمایشنامه

هائی نوشته برتولتبرشت}وهمچنین ((چوب به دستان وَرَ زیل)){نوشته محمود دولت

آبادی }بود.کارگردان این 3نمایشمحمدرضا زندی بود.بازی درتعدادی نمایش خیابانی

،ازجمله کارهای هنری بشیری است.

بشیری ازسال 66به کارگردانی نمایش ،به شکل تجربی پرداخت.نمایش ((ماه کنعان

))نوشته ی عباس شاهپیری راکارگردانی کرد.این نمایش ،علاوه براجرادرسوله ها

وفضاهای باز،درشهرستان های ماهشهر،سربندر،امیدیه و اهوازبه اجرادرآمد.مهم ترین

شاخصه ی کارهنری غلامرضابشری ،کارگردانی نمایش نامه((چهارمین نامه ))نوشته ی

جمشیدخانیان است.این نمایش ،پس ازاجرای موفق دراستان خوزستان و اردبیل،درسال

75جایزه اول کارگردانی جشنواره سراسری آتشکارو همچنین پنجمین  جشنواره

تئاتر((لاله هایسرخ ))اندیمشک را از آن خودکرد.کارگردانی نمایش ((تلنگر)) نوشته

سعیدآلبوعبادی ونمایش ((سال هایپائیزی ))نوشته ی محمد رضاآریانفر درسال 69وچاپ

تعدادی ازسروده های وی درنشریاتفجرخوزستان )) و((رستاخیزجوان))از دیگرکارهای

هنری غلامرضابشیری هنرمندساکن بندرامام است.

7 _محمدحسین رنجبری _بازیگروکارگردان نمایش _ آهنگ ساز08/05/1560آبادان

 

محمدحسین درهیچ زمینه ی هنری آموزش ندیده است ولی در20سالگی برای ساختن آهنگ برای نمایش ((چرخه ))نوشته وکار ندا آلبومقیم ،درجشنواره دفاع مقدس درخرمشهر،جایزه اول راگرفت.برای بازی وکارگردانی نمایش خیابانی ((اوهام پیش ازمرگ ))نوشته ی علیرضارنجبر هر2جایزه اول راگرفت ونمایش به فجرکشوری راه یافت .درسال 81درتالارمعلم آبادان ،آهنگی راکه خودش ساخته و شعرش راسروده بود،خواند .ازدیگراجراهای وی که بازهم همه ی کارهای اش راخودش کرده بود.می توان به اختتامیه سینمای اجتماعی آبادان و جشنواره تئاتراستانی خوزستان دراهواز ،اشاره کرد.جایزه بازیگرمقام دوم استانی درسال 79 وچندجایزه و لوح تقدیر دریافت کرده است.

 

8_محمدشیدا(شیدای دزفولی)مدیحه ومناقب سرا وشاعراهل ببیت امامت09/05/1317دزفول

 

محمدشیداعلت علاقه مندشدن خودرابه شعر،گرایش درونی ،به شعر،خواندن رباعیات

عمرخیام درکلاس پنجمدبسنان می داند.وی تایک سال پیش ازدیپلم دردزفول درس

خواند.دیپلم ،فوق دیپلم و بعدا لیسانس ادبیاتفارسی رادر اهوازگرفت.به شکل مکاتبه ای

درانجمن شاعران صائب تهران عضوشدوازآغازجنگ،سرپرستانجمن ادبی شاعران

متعهدخوزستان (زیرنظر اداره کل ارشادخوزستان )شد.درسال 73انجمن ادبی شیدای

دزفولی رابه ثبت رساند.

 

آثارمحمدشیدای دزفولی1-مجموعه  اشعار شعلهء شیرین –انتشارات آذروش تهران سال

71__2-مجموعهشعر2جلدی فریادی درسکوت-آذروش تهران سال 1372__ 3-مجموعه

اشعار2جلدی شقایق –آذروش تهران 1374_4_منظومه 2جلدی سجدهءخونین درموردنهج

البلاغه _انتشارات آل ایوب(اسلامیه قم)1377___  مجموعه شعر2جلدی آناهیتا _

انتشارات آل ایوب(اسلامیه قم.ازشیدای دزفولی ازسال 1348 به بعد،آثارشعری وخلاصه

زندگی نامه وی درمجموعه ها ونشریات گوناگونبه چاپ رسیده است.

 

9_محمدتقی کریمیان شاعرومنتقد10/05/1314بهبهان

زنده یاد تقی کریمیان،ازجمله کسانی است که عامل سمت دهی بسیاری ازجوانان

بهبهان درطی سال هایبسیار به سوی هنر وادبیات شد.زنده یاد کریمیان دردهه های 40

و 50 همکاری یا مجلات خوشه وفردوسیراآغازکرد.وی که درسال 1347لیسانس حقوق

خود را ازدانشگاه تهران گرفت،کتاب ((دنیای بهتردرپناهفرهنگ ))رادراعتراض علیه فرهنگ

مسلط آن زمان را به وسیله ی انتشارات عطائی منتشرکرد.ویازشرکت کنندگان شب

های شعرخوشه درکنارشاملو-نادرپورو براهنی بود.ازایشان مقالات ،نقدواشعاری

 

 در((دنیای سخن ))و ((تکاپو))وهم چنین ((خوشه )) وفردوسی به چاپ رسیده است.وی

کاری پژوهشی رادرزبان شناسی و نشانه شناسی آغازکرده بود که مرگ امان اش نداد.

 

10 _حمیدتجلی فرد – عکاس ومدرس عکاسی 10/05/1342دزفول

 

حمیدتجلی فردکه تمام دوره های تحصیلی خود راتا دریافت لیسانس گرایش پژوهشگری

علوم اچتماعیدانشگاه آزاد درشهرستان دزفول گذرانده،ازکودکی باجمع کردن پول های

توجیبی اش ،توانست یک دوربینعکاسی ارزان قیمت بخرد.وی که بعدهاعکاسی

راآموزش می داد،درسال 1364شاگردحسین وثوقی بود کهاستاد  دوره های 3ماهه ی

آموزش عکاسی درانچمن سینمای چوان دزفول بود.حمید،علاوه براین که جاذبههای

گردشگری و باستانی شهرستان ها ی تاریخی دزفول،شوش وشوشتر رابه عنوان

سوژه،کارکرده،درزمینه ی ساخت فیلم کوتاه ((دیوارشیشه ای ))نوشته ی فرشته

درخشانی راساختهاست(1370)و درسال 1382زندگی وکارهای یکی ازآخرین شمایل

نگاران ایران یعنی حبیب نقاش رابه تصویرکشیده است.وی درنمایشگاه های عکس

شرکت کرده وتقدیرشده است.ایشان سال هاست که مسئول انجمن سینمای جوان دزفول هستند.(باسپاس از مهران بقائی گرامی)

 

 

 

11-مسعودیامین پور(م- یامین)شاعر وقصه نویس10/05/1349دزفول

 

تمام دوره های تحصیلی مسعودیامین پورتا دریافت مدرک دیپلم در دزفول گذشته ولی

مدرک کارشناسی ادبیات خود را از دانشکاه آزادشهرستان شوشتر دریافت کرده است .

16ساله بوده که درمحافل شعری دزفول ،شعرهای با قالب های کهن خودرامی خوانده

است.دیپلم به بعد،شاعری نوسرامی شودوشعرهای اش وگاه قصه های اش درنشریات

((روزان))-((معیار))و((دنیای سخن))به چاپ می رسیده.مسئولیت انجمن قصه نویسان

دزفول در اولین سال تاسیس و چاپ مقاله ی پژوهشی داستاننویسان خوزستان درفصل

نامه هنروپژوهش ،ازدیگرکارهای هنری-پزوهشی مسعودیامین پوراست.

 

12_کورش بهلول زاده نوازنده سه تار وهمچنین سازنده ساز10/05/1350  مسجدسلیمان -شوشتر

 

کورش ،درخانواده ای آشنا با دستگاه های موسیقی سنتی و مقام های موسیقی

محلی شوشتری به دنیا آمد.همچنین ،پدربزرگ،عمه ی پدری وپدرش ازتوانائی صدای

موسیقائی برخورداربوده اند.نواختن تمبک و دفراباکمک پدرشان وبعدهاریتم های دف را

ازکیوان علیمحمدی و صدراله نصیری یادگرفته ازدیگر اساتید ویمی توان به خلیفه نعیم

_غلام هندیجانی وهم چنین هنرمند دزفولی بهروزببرآذین (روح پرور)نام برد که

کتاب ابتدائی استادبهمن رجبی رابه وی آموزش داده است ،نام برد .کوروش که تاروسه

تارنیزمی نوازد ازآموزشهای علی باقری و بها قائمی نیزسود برده است.وی درگروه های

موسیقی ((چکاوک))-((سلاسل))و((طلوع))شوشتر {محل سکونت وی}فعال بوده

واجراهای زیادی داشته است.

 

13_رضاقلی پور نوازنده قوپوز12/05/1352 ارومیه-ساکن اهواز  

 

رضاقلی پوردرشهرهای ارومیه-سنندج-تهران واهواززنذگی کرده.وی بر روی سیم های

((ساز))سبم هائیقرارداده که با آن می توان،صدای سازهای مختلف شرقی و درمواردی

صدای سازهای غربی راشنید.اوکهشباهت سازخود را با ((قوپوز )و((باغلاما))و((ساز))که

آشیق (عاشیق )هابا آن می نوازند،پنهان نمیکند،درعین حال ناهمسانی آن را با این

سازها،نشان می دهد.وی با این ساز که براساس دیدگاه استادی به نامچنگیز    

 مهدی پورواندیشه ی خودش ساخته است،وهمچنین سازضربی ترکی((ناقار))اجراهائی

دراهواز،تهران وارومیه داشته است.وی موسیقی راسینه به سینه وهمچنبن از ((استاد

ایمران حیدری ))ساکن قلعه حسن خان کرج فراگرفته وازآقایان قربان علی یاری و دکتر

عباس بزرگ امین وتشویق های این اساتید،دانسته هائیدارد. رضاقلی پورکه ارتشی

است؛لیسانس عمران دارد.  

نویسنده: ابوالقاسم فرهنگ - جمعه ۱٤ امرداد ۱۳٩٠

زادروزهنرمندانی که مردادماه به دنیا آمده اند ودرخوزستان زندگی می کردند:

 

به دوستانی که زادروزشان گذشته ،شادباش می گویم .

 

1_حسین علی اسدی (حسین اسدی )بازیگرنمایش 01/05 1337ساکن ومتولد مسجدسلیمان _

 

حسین اسدی ،درخانواده ای کارگری درمسجدسلیمان به دنیا آمد.زمینه ی هنری

درخانواده اش نبودولی وی ازکودکی ،بادیدن فیلم های مسعودکیمیائی به بازیگری

گرایش پیداکرد ودرکودکی به فرستادن نامه هائی به کیمیائی پرداخت.وی دردبستان با

هم کلاسی های خود،نمایش بازی می کرد.آشنائی دور وی باآقای پرویز باهنر

(ازنویسندگان و کارگردان های نمایش درمسجدسلیمان )باعث شد که درسال

1365درنمایش نامه ((شال))نوشته وکارباهنر(نمایش پانتومیم )اولین بازی نمایشی

رسمی کند.این نمایش ،به جشن واره ی فجرراه یافت.وی ازسال 69واردگروه نمایش

سپاه پاسداران مسجدسلیمان شدوتاسال 74درمیان پرده های مناسبتی ،بازی

کرد.ازبازی های او می توان به این موارد اشاره کرد:

((حنابندان ))– نوشته و کارپرویزباهنر__((ای داغُم سی روئین تن ))نوشته یارعلی

پورمقدم وکارصفرجلیلی نام برد.حسین علی اسدی مدرک فوق دیپلم آموزش ابتدائی

دارد.

 

2_جمشیدعبودزاده _عکاس وفیلم ساز01/05/1350آبادان

 

جمشید درآبادان به دنیا آمدوباآغازجنگ ،به سرزمین مادری اش بروجرد،رهسپارشد.

سال70 دیپلم تجربی رادربروجردگرفت.لیسانس رشته گرافیک دانشگاه شهید رجائی

تهران رادرسال77 گرفته.

 

مشوقین وی درکارهنر،مادروبرادرش بوده اند.گوناگونی وتعدادکارهای هنری عبود زاده

،بسیاراست که به پاره ای ازآن ها اشاره می کنم.

درزمینه فیلم:مستند((چاپ و چاپخانه))-داستانی((گریه نکن ما اومدیم))سال های

67و8((همنشین غروب))68((ازاوج تا عوج))((خوشا))-((نگاه سوم))((فاصله))این فیلم ها

همه به شیوه ی {سوپر8}کارشده اند.وی با روش هایs.v.sh&v.hsیکی بود یکی

نبود))_((قاب سبزمعنا))و....و...

دستیاری طراح صحنه مجموعه ی تلویزیونی ((سرزمین خورشید))

 

طراحی دکور:یادواره سرداران و4000شهیدآبادان 79و80_پیوند375زوج سال 80و....و.....

 

عکس:دریافت دیپلم افتخاردومبن جشنواره منطقه ای سینمای جوان-شرکت درجشنواره

های عکس ((وحدت))

 

کارهای گرافیکی و طراحی پوسترتعدادی فیلم 8میلی متری _تعدادی اثرگرافیکی

و....جمشیدعبودزاده،از دبستان تا دانشگاه درتعدادی کارنمایشی بازی کرده.یادگیری

عکاسی وفیلم سازی درانجمن سینمای جوان بروجرد نزدآقایان بهنوا ومیرزائی

درسال های 67و8باعث سمت گیری وی به سینما شد.عبودزاده درزمینه های هنری

جوایزوتقدیرنامه هائی دریافت کرده است.وی دبیر وساکن آبادان است.وباصداوسینمای

آبادان و انجمن سینمای آبادان همکاری گسترده ای دارد.

 

3_حمیدرضا شچاعی _نی نواز02/05/1349کرمانشاه _ساکن آبادان

 

وی دردوران کودکی به نوازندگی نی گرایش داشت وباراهنمائی آقای توتونی وگوش دادن

به نوارهای محمدعلی کیانی نژاد به یادگیری و تمرین نواختن نی پرداخت.سال 67دیپلم

رشته تجربی خودرادرکرمانشاه گرفت.ازسال 71به دانشگاه هنرهای زیبای تهران رفت

ودانش جوی  رشته ی موسیقی شد ودرنتیجه به شکل مستقیم از استادکیانی نژاد،نی

نوازی رایادگرفت.حمیدرضاشجاعی که مدتی مسئول گروه موسیقی اداره ارشاد

شهرستان آبادان بوده،به همراهی گروه ((باربد)) به سرپرستی محمدساعددرجشنواره

موسیقی فجر شرکت داشته است.تک نوازی در تالار وحدت تهران ،همکاری باگروه

((فاخته ))درتهران،((چکاوک))درآیادان وگروه های موسیقی ((پرا ))و((بیستون ))

کرمانشاه ،بخشی اززندگی هنری حمیدرضاشجاعی است.وی درعین حال ،نوازنده

سازتنبوراست.

 

4_مسعودطالبی بازیگرنمایش –نوازنده تارو سه تار04/05/1351دزفول

مسعود12ساله بودکه برای بازی درنمایش((وفای به عهد)) درمسابقات نمایش دانش

آموزی بازیگربرتردانش آموزی دردزفول شد.سال بعد برای بازی درنمایش((انقلاب به رنگی

دیگر))نیز رتبه دوم بازیگری دانش آموزی دزفول را از آن خودکرد.هر2 نمایش نوشته و

کارآقای فرهی بوده.وی نزدپدرش که سازنده ونوازنده ی سازهای محلی بودبانوازندگی

آشنا شد ولی آموزش های اصلی تاروسه تار رادرسال 67نزدمسعودفرهمند 

ودرسال72نزدحسن (بهرام )قطب یادگرفت.وی هم چنین شاگرد ردیف نوازی عبدالرحیم

حدادیان درسال 81بود.

درزمینه ی کارهای نمایشی ،مسعودطالبی ازسال 72واردگروه های نمایشی و تعزیه

شد.راهیابی به جشنواره ((لاله های سرخ ))اندیمشک برای بازی درنمایش های

((آخرین شب)) و بازی در نمایش((آخرین شب))نوشته ی بهمن بلنده و کارعزیزاله بلنده،درنقش((رستم فرخزاد))درسال 72 _راهیابی به جشنواره سازمان ملی چوانان

کشور(دراهواز)سال 81برای بازی درنمایش ((معرکه عشق))  _ راهیابی به جشنواره

تئاترفجرکشوری هجدهم برای بازی درهمین نمایش وچندین جشنواره منطقه ای و

استانی وکشوری ازدست آوردهای این هنرمند است.ازشاخص ترین کارهای هنری وی می توان به بازی در نمایش((خورشیدکاروان))نوشته مهدی متوسلی و کار حسین مسافر آستانه نام برد.آخرین کارهنری مسعود{براساس اطلاعی رکه آقای مهران بقائی داده اند وباسپاس}،دکلمه ی اشعارآلبومی است برای محرم با خوانندگی محمدرضایزدانمهر وآهنگ سازی حسین شکوفا.

 

 

 

 

 

 

 

 

نویسنده: ابوالقاسم فرهنگ - سه‌شنبه ٢٧ اردیبهشت ۱۳٩٠

وبازنوازی های تو

وجدایی   تک    تک رگ    های ام

بازخمه های تو

...........

                     این جاشاعران

درزیرپَرسه گردی های نگاه ات

درآشوویتس می سوزند

و در بازنوازی چشمان ات

وسایه سارگیسوان ات

دوباره می رویند

...........

وباز رگ های ام تشنه ی زخمه های تو می شوند

نو  می شوم

که باز نوازی شوم     

نویسنده: ابوالقاسم فرهنگ - یکشنبه ۱۸ اردیبهشت ۱۳٩٠


از من رمیده‌ی چهل سال در کنار آتش خفته
پیش از تو و من چشم به گیتی می‌گشاید و لب‌های‌اش‌ را تشنه نگه می‌دارد تا در تو و از تو سیراب شود. (درون ریزاست هوشنگ و سده‌ها است به دنبال آتش می‌گردد.)


پیش از تو و من نهان‌گاه‌هامان را به آتش می‌کشد تا آشکارا در تو و از تو سیراب شود. (و او هماره آرزو می‌کرد که به آتش برسد که خود نیز چونان تو و ققنوس از دل آتش برآمده است.)


پیش از این که تو بگویی؛ خواسته بودم که بگویم؟ گفته بودم؟ می‌خواستم بگویم و سمندر نمی‌گذاشت؟!؟! تو لب‌های‌ام را بسته بودی تا راستی را برنتابی و به کژی‌ای که تو راستی می‌پنداشتی تن در دهیم؟!!!!!


خاتون از من رمیده‌ی چهل سال در کنار آتش خفته! نرمای خنده‌ی پنهان‌ات و چشم‌های‌ات که در جست‌وجوی نیمه‌ی دگرت دودو می‌زد و هوشی‌واری‌اش را در هوشنگ می‌جست که آتش‌زاد بود و درون‌ریز و هماره آرزو می‌کند و در تو خواهد خلید و از من خواهی رمید و بر اوج خواهی پرید.


{توضیح می‌دهم که این قصه؛ سر آن ندارد که پیش از زایش یکی از سه قطره خون و درهم تنیدگی‌اش در آتش و رقص در درون آتش، ققنوس شود؛ تنها در پی آن است که در روزمره‌گی خود را بجوید و گم شود.}


پیش از من و تو، آمده بود که به آتش برسد. نگفته؛ گفته بودم که او درون‌ریز است و سرشارت کرده است -از داد زدن خواسته‌های پنهان کرده و سرکوب شده است.- می‌خواستم بگویم که من برای رهایی تو از بند خودم و رمیدن تو می‌جنگم که رهایی‌ات از بند تن من؛ رقص در آتش است.

نگفته؛ گفته بودم او درون‌ریز است و از هم می‌پاشاندمان از درون که ما در برون نتوانیم به هم برآییم و او در تو و از تو سیراب می‌شود آشکارا و سرشارت کرده است. نگو که شاید خواهد کرد!!!

{توضیح می‌دهدم: تا با تو بودم؛ در من رویش رویاها خفتانده شده بود و آرزوهای‌ام با روزمرگی و روزمره‌گی درآمیخته بود در نهان و با تو؛ گفتن نمی‌توانستم.}

اینک نیک می‌دانم؛؛؛ جشن آغاز رویانده شدن خواسته‌های‌ات را با هم گرفته بوده‌اید و نه گفتن‌ها و نه گفتن‌ها و نه گفتن‌های‌ات هنوز هم، زیبا است. از گویه‌های‌ات –سرخوشانه- با درون‌ریزت و بلور رویاهای‌ات که به روزمره‌گی زیبایی می‌کشاندتان، می‌گویی و من دانسته نبودم که تو چه
خواسته بودی از من ناتوان. که من ناتوان از داشتن‌های‌ام تنها نداشتن بود و نداشتن‌های‌ام در روزگاران، پلشت بود و تو رنگ‌های زیبا روی آن پاشانده بودی تا نبینی‌ام.
{توضیح می‌دهدمان: آتش را دم و در نداشتن‌های‌تان روییده‌ام تا خاتون تو را باز بیند. سر آن ندارم که داشتن‌های‌ام را بگویم و نهان‌اش خواهم کرد. نداشتن‌های‌ات را آشکار می‌کنم و داشتن‌های‌ام را هیمه می‌کنم که به آتش‌تان بکشانم؛ تا خاتون تو؛ در من خلد و از تو رمد.}
و من ناتوان از داشتن، داشتن‌های‌ام تنها نداشتن‌ها بود و نهان‌گاه‌های ما را لرزه درافکنده است و این تب روزمره‌گی همه چیز را نابود می‌کند تا او در آتش در تو و از تو، سیراب شود. خواسته بوده‌ام گفته باشم -با دهانی که تو می‌بستی‌اش نه با لب‌های‌ات که با آرزوهای‌ات- که هر چند ناسوتی- با درون‌ریز واگویه کرده و خواهی کرد. که لب‌های‌ات در حسرت پس‌زدن موهای پشت لب‌اش نخواهد سوخت، که خود، هر دو آتشید و رقصنده و پیچیده درآتش.
{توضیح می‌دهم: پیش از این که به آتش کشیده شوم و در آتش رمیدن خاتون بسوزم و در او بخلد و از من ناتوانی بزاید و ققنوس‌های ناتوانی‌ام با ناگفته‌های خاتون هماهنگ شود به اندازه‌ی کف‌دستی از دریای نرمای خنده‌ی خاتون آب حنا نوشیده‌ام و آرزوها کرده‌ام که این آتش در من بفسرد و خاموش شود تا در من خلیده‌ام؛ آسان رها شود و کژ و کوژ با خاتون هماهنگ شود تا در آتش برقصد و پرّان شود و در سماع آتشی که هوشنگ یافته است، خود را در روزمرگی بیابد و گم کند و گم شود.}
ابوالقاسم فرهنگ
می نویسم. رمان ((خاطرات یک قاتل)) ومجموعه قصه ی((درمن خلیده ی چهل سال در من خفته)) و برگردان به شعر کتاب کودک((سال نوچینی ))رامنتشر کرده ام.منتشرنشده ها رمان های 1_افشین برای نوجوانان و2- ویرانی
نویسندگان وبلاگ:
کدهای اضافی کاربر :